« و گروهى فقط در غم جان خود بوده و وعدهء خدا را به غلبه دين و گسترش اسلام ، از روى جهل و نادانى مانند گمانهاى مردم جاهلى ، دروغ پنداشتند و از روى إنكار و تعجّب مىگفتند : آيا ممكن است ما صاحب قدرت و أمر بشويم ؟ بگو اى پيغمبر كه تنها خداست كه صاحب قدرت است و أمر و فرمان به دست اوست . ( صحابهء سست ايمان كه از ترس مؤمنين راستين ) خيالات باطل و انديشههاى پليد خود را با تو اظهار نميدارند ، با خود ميگويند : اگر كار ما به وَحْى خدائى و آئين حقّ بود و ما صاحب أمر و قدرت بوديم شكست نمىخورديم و گروهى از ما در اينجا كشته نمىشدند . بگو اى پيغمبر : اگر شما در خانههايتان هم بوديد ، باز آنان كه سرنوشت آنان در قضاى حتميّهء إلهى كشته شدن بود ، با پاى خود از خانهها به قتلگاهها مىآمدند و در قبور خود مىخفتند ، و اين براى آن است كه خداوند نيّات و انديشههاى شما را برون ريخته و آنچه در دلها و سينهها پنهان كردهايد بيازمايد و آنچه در قلوبتان نهفتهايد پاك و خالص كند ، و خداوند از راز درونها آگاه است .
تحقيقاً آنان كه در روز جنگ احُد و معركهء كارزار كه دو صف اسلام و كفر در مقابل هم واقع شدند و برخورد كردند ، از كارزار و رزم فرار كرده پشت به صحنه نمودند ، فقط و فقط بواسطهء بعضى أعمال و رفتار ناپسند خود آنها ، شيطان آنان را به لغزش افكند و دچار تزلزل در ايمان شدند ، و هر آينه حقّاً خداوند از عقوبتشان درگذشت و تحقيقاً خداوند آمرزنده و شكيباست . » « 1 »
در اين آيات خداوند ايشان را با عنوان تنخواهى و جان پرورى و گمان و پندار
هامش
( 1 ) سيّد شرف الدّين عاملى در كتاب « النّصّ و الاجتهاد » طبع دوّم ، ص 252 و 253 آورده است كه : رسول أكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم در روز احد با أصحاب خود - كه هفتصد نفر بودند - در عُدْوَة الوادى ( كناره وادى ) نزول كردند و كوه احد را پشت سر خود قرار دادند ؛ و مشركين سه هزار نفر بودند كه در ميانشان هفتصد زرهدار ، و دويست اسب سوار ، و با ايشان پانزده زن بود ؛ و در ميان مسلمين دويست نفر زره دار و دو نفر اسب سوار بود - انتهى . عُدْوَة و عِدْوَة و عَدْوَة با ضمّه و كسره و فتحه در لغت به معناى كناره و جانب ، و عُدْوَة با ضّمه به معناى مكان دور ، و عُدْوَة و عِدْوَة با ضمّه و كسره به معناى مكان مرتفع آمده است .