نام افراد مذكور همگى تا به حال در زمرهء راويان حديث ثقلين كه صحابى بودهاند ، برده شده است ، غير از يك نفر كه حضرت صحابى كبيرِ مِنّا أهْلَ الْبَيْت : سلمان فارسى مىباشد . و چون اين يك صحابى را به آن سى و پنج نفر ضميمه كنيم ، سى و شش نفر خواهد شد . « 1 »
مجموع احاديثى را كه محقّق متضلّع خبير سيّد هاشم بحرانى در « غَايَةُ المرام » آورده است از طريق خاصّه 82 ، و از طريق عامّه 39 روايت است . « 2 » علّامهء خيبر و محدّث كبير مرحوم ميرزا نجم الدّين شريف عسكرى رضى الله عنه بر « غاية المرام » مستدركى نوشته است ، و خودش در كتاب « محمّد و على و حديث الثقلين و حديث السفينة » مىگويد : ما علاوه بر مصادر سيّد هاشم بحرانى در حديث ثقلين كه از طريق عامّه بالغ بر 39 عدد شده است ، 40 روايت ديگر از مصادر عامّه پيدا كرديم ، و به عنوان مستدرك در حاشيهء « غاية المرام » آورديم . « 3 »
بارى بر طالبان حقّ و حقيقت پوشيده نيست كه تمام اين روايات با كثرت و مضامين عديدهاش فقط يك امر را اثبات مىكند ، و آن اين است كه رسول أكرم صلّى الله عليه و آله براى امّت خود معيّن و مشخصّ نمودهاند كه در أمر دينشان به چه كسى بايد تمسّك كنند ، و دستورات و احكام دنيا و آخرت خود را از چه كسى بايد اخذ كنند ، و در
هامش
645 حديث ثقلين را از أمير المؤمنين عليه السلام و از فاطمه زهراء عليها السلام و از امّ هانى خواهر أمير المؤمنين و از فاطمه دختر أمير المؤمنين عليه السلام و از امّ سلمه ، و زيد بن ارقم و أبو سعيد خدرى ، و جابر بن عبد الله انصارى و حذيفة بن اسيد غفارى و زيد بن ثابت و ضميرهء اسلمى و عامر بن ليلى بن ضمرة و ابو ذرّ غفارى و أبو رافع غلام رسول الله و أبو هريرة روايت كرده است .
( 1 ) يكى از راويان اين حديث عمر بن خطّاب است چنانچه در « غاية المرام » ص 218 حديث سوم از خاصّه از ابن بابويه با سند متّصل خود از عمر بن خطّاب روايت مىكند ، و در پايانش عمر مىگويد : من گفتم : اى رسول خدا عترت تو كيانند ؟ فرمود : أهل بيتى من ولد علىّ و فاطمة و تسعة من صلب الحسين ائمّة ابرار . هم عترتى من لحمى و دمى . ( بنابراين مجموع راويان 37 نفر مىشوند ) .
( 2 ) « غاية المرام » ص 211 تا ص 235 .
( 3 ) « محمد و على و حديث الثَّقَلَيْن و حديثُ السّفِينَة » ص 77 .