مستقل نوشتند ، امّا همه مقتَبس از مشكوة انوار اين مجاهد عظيم و آيت كبراى علمى الهى است و بايد گفت : كُلّ الصّيْدِ فِى جَوْفِ الْفَرَا . زيرا بسيارى از مصادر تحقيق و تأليف او نسخههاى خطّى منحصر به فرد بوده است .
مرحوم دائىزاده حقير آية الله حاج ميرزا نجم الدّين شريف عسكرى - قدّس الله نفسه - كتاب زيبا و لطيفى به نام « مُحَمّدٌ وَ عَلِىّ وَ حَدِيثُ الثّقَلَيْن وَ حَدِيثُ السّفِينَة » نوشتهاند كه الحقّ نيز جالب است ولى همانطور كه خود اشاره بلكه تصريح دارند ، در اكثر از موارد از « عبقات » استفاده نمودهاند .
اين مجلّد از كتاب « عبقات » ، از گفتگوى مؤلّف آن با صاحب « تُحْفه اثْنَا عَشَرِيّه » در خصوص حديث ثقلين بحث مىنمايد و مغالطات و تخديعات « 1 » و تحريفات دهگانه او را در هنگام نقل حديث واضح و آشكارا مىسازد .
سخن ما در اين حديث شريف كه بدين جا كشيد ، سزاوار است براى مزيد اطّلاع مؤمنين و استبصار مستبصرين قدرى از جهت قوّت سند و عظمت و اتقان مفاد و معنى روايت ، گفتار را در اين مقام توسعه دهيم .
[ مشاهير علماء كه حديث ثقلين را روايت كردهاند ]
از جمله مشاهير علماء و رواتى كه اين حديث را روايت و يا اثبات و يا تصحيح كردهاند عبارتند از :
1 - ابن راهْوَيْه اسحق بن ابراهيم حَنْظَلى استاد بخارى كه از أمير المؤمنين عليه السلام روايت كرده است ، و عامّه او را در فنّ حديث ، أمير المؤمنين گويند .
2 - مُسْلِمُ بْنُ حَجّاج قُشَيْرى در « صحيح » كه از زيد بن ارقم روايت نموده است .
3 - ابُو عبد الله محمّد بن ماجه قزوينى صاحب « سُنَن » ، از زيد بن ارقم .
هامش
( 1 ) خدّعه بالسيف : ضربه ضرباً لا ينفذ و لا يُحيك ، يعنى حملات صاحب كتاب « اثنا عشريه » غير از حملههاى بيفائده چيزى نيست ، همچون كسى كه با شمشير كسى را بزند ولى در آن كس نفوذ نكند و اثرى بجاى نگذارد . بارى استعمال لفظ تخديعات در لسان مير حامد حسين بسيار است . از جمله در ص 7 از ج 1 حديث ثقلين گويد : اول تخديعى كه از مخاطب در اينجا سر زده است - الخ .