صلّى اللّه عليه و آله است . قيصر روم نامهاى براى آن حضرت نوشت بدين عبارت :
سلام عليك . أمّا بعد ، من بر جواب تو آگاهى پيدا كردم و دانستم كه تو از بيت نبوّت و معدن رسالت مىباشى و تو موصوف هستى به شجاعت و علم و دانش . و من تقاضا دارم از مذهب خودتان و از روح كه خداوند در كتابتان - در گفتارش : يسئلونك عن الرّوح قل الرّوح من أمر ربّى « 1 » « از تو اى پيامبر ، چون از حقيقت روح بپرسند ، بگو : روح از امر پروردگار من است » - آن را ذكر كرده است پردهبردارى . امير المؤمنين عليه السّلام در جواب نوشتند :
أمّا بعد ، فالرّوح نكتة لطيفة ، و لمعة شريفة من صنعة باريها ، و قدرة منشئها ، أخرجها من خزائن ملكه ، و أسكنها فى ملكه ، فهى عنده لك سبب ، و له عندك وديعة ، فاذا أخذت مالك عنده ، أخذ ماله عندك . و السّلام « 2 » .
« پس از حمد و ثناى خداوندى ، روح نقطهء لطيفى و قطعهء درخشان متمايز شريفى است كه از عملكرد خداوند آفرينندهاش و از توان و قدرت پروردگار ايجاد كنندهاش پديد آمده است . آن را خداوند از خزينههاى قدرت و سلطنت خود بيرون كشيده و در ملك خود مسكن داده است . بنابر اين روح ، سبب و وسيلهاى است براى تو در نزد خدا ، و وديعه و امانتى است از براى خدا نزد تو . چون تو از آنچه نزد خدا دارى استيفاء حظ نمودى و بهرهات را دريافت كردى ، خدا آنچه را كه دارد و در نزد تو گذارده است از تو دريافت مىنمايد » .
[ اشعار حاج ميرزا حبيب الله خراسانى در مدح آن حضرت ]
بارى در اينجا كه مىخواهيم اين بحث را خاتمه دهيم ، سزاوار است كه ابياتى را از مرحوم آية الله حاج ميرزا حبيب الله خراسانى آورديم و بدين وسيله به مقام اقدس حضرت مولى الموحّدين امير المؤمنين عليه السّلام تبرّك جوئيم :
هامش
( 1 ) - آيه 85 ، از سورهء 17 ، اسراء .
( 2 ) - « تذكرة الخواص » ص 85 تا ص 87 . و تمام اين روايت را علامهء امينى در « الغدير » ، ج 6 ، ص 247 تا ص 249 از « تذكرة » و از « زين الفتى فى شرح سورة هل أتى » تصنيف حافظ عاصمى نقل نموده است .