تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥

علم امير المؤمنين عليه السّلام به زبان حيوانات و فرشتگان

و از وفور و سرشار بودن علم آن حضرت است كه از منطق طير و گفتار وحوش و جنبندگان ، پرده برداشته است . زراره از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه گفت : امير المؤمنين عليه السّلام گفته‌اند : علّمنا منطق الطّير كما علّمه سليمان بن داود عليه السّلام و كلّ دابّة فى برّ أو بحر « به ما زبان پرندگان تعليم داده شده است ، همان طورى كه سليمان بن داود عليه السّلام تعليم داده شده بود ، و همچنين به ما زبان هر جنبنده‌اى چه در خشكى و چه در دريا تعليم داده شده است » « 1 » . از ابن عبّاس روايت است كه امير المؤمنين عليه السّلام گفته‌اند : صداى خروس
هامش
ازالهء بكارت . - ( حره در اصل وحر بوده است مثل عدة كه وعد بوده است . و وحر به معناى حقد و كينه و شدت غضب است ) . بكر با كسرهء باء - به معناى باكره ، و عذرة - با ضمّهء عين - به معناى خون بكارت است ، و در مثل آمده است كه : لا تنسى المرأة أبا عذرها ( أبا مخدرها ، أبا محذرها ) و قاتل بكرها ، يعنى « زن هيچگاه كسى را كه بكارت او را برداشته ( و صاحب پوشش و حجاب اوست و يا موجب ترس او شده است ) و كسى را كه تصدّى در امر جريان خون بكارت كرده است ، فراموش نمىكند » . و به مناسبت ليلهء شيباء مجازا به خود زن هم شيباء مىگويند . در اينجا معاويه مىخواهد به أبو ايّوب انصارى بگويد كه تو از قاتلين عثمان هستى و مثل تو مثل شيباء است كه هيچوقت از بين برندهء بكارت و جارى كنندهء خون آن را فراموش نمىكند . تو هم با شركت خود در قتل عثمان ، خود را مورد هجوم و حمله و خونخواهى من نمودى . و امير المؤمنين عليه السّلام با فطانت و زيركى عميق اين اشاره را از كلام معاويه دريافته‌اند ، كه نياز به اين شرح و تفصيل داشت . و در نسخهء « مناقب » طبع سنگى بجاى لفظ شيباء لفظ شيئا آمده است : أما بعد فحاجيتك بما لا تنسى شيئا آمده است . اگر اين طور باشد استفادهء اين معناى دقيق و مرموز از لفظ شيئا اعجب است . ( 1 ) - دربارهء منطق الطير يعنى زبان پرندگان ، سخن بسيار گفته‌اند . بعضى برآنند كه آنها هم مانند انسان لغت دارند و تمام مفاهيم و مقاصد خود را بدان تفهيم مىنمايند . و بعضى برآنند كه آنها با انواع اصوات و اشكال ، مقاصد خود را در حدود نيازشان تفهيم مىنمايند . و نيز در اينكه كسى كه به زبان مرغان اطلاع پيدا مىكند و گفتارشان را مىفهمد همچون حضرت سليمان كه علّمنا منطق الطير دربارهء او وارد شده است ، سخن بسيار گفته‌اند . بعضى معتقدند كه خداوند لغات طيور را به او تعليم نمود و سليمان بر اساس لغات مختلفه به انواع زبانها و السنهء طيور ، عالم شد .