تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
وَ مِن ثَمَّ قالَ عُمَرُ : لَقَدْ كُنْتُ أرانا رُفِعْنا رِفْعَةً لا يَبْلُغُها أحَدٌ بَعْدَنا . « و از همين جهت است « يعنى از تخيّل و توّهم اسقاط واو و رفع أنصار است ) كه عمر گفت : من قبلًا چنين خودمان را مىديدم كه به قدرى بلند مرتبه و رفيع المنزله شده‌ايم كه پس از ما هيچكس نمىتواند به مقام ما برسد . » و نيز در ذيل اين آيه شريفه ، سيوطى در « الدُّرُّ المنثور » و قرطبى در « تفسير » ، ج 8 ، ص 238 ، و زمخشرى در « كشّاف » ، ج 1 ، ص 408 ، و طبرى در « جامع البيان » ، ج 11 ، ص 8 ، و ابن كثير در « تفسير » ، ج 3 ، ص 444 ، و سيّد محمّد آلوسى ، در « روح المعانى » ، ج 11 ، ص 8 و 9 روايت كرده‌اند كه : چون عمر دست آن مردى را كه قرآن مىخواند ؛ گرفت و گفت : مَن أقْرَأك هَذَا ؟ ! قالَ : ابَىّ بنُ كَعب ! عمر به او گفت : از من جدا نشو تا ترا به نزد ابَىّ بن كعب ببرم ! چون عمر به نزد او آمد گفت : تو به اين مرد اينطور آيه را تعليم نمودى ؟ ! گفت : آرى ! عمر گفت : « لَقَدْ كُنْتُ أظُنُّ أنّا رُفِعْنا رِفْعَةً لَا يَبْلُغُها أحَدٌ بَعْدَنا » . « تحقيقاً من اين طور مىدانستم كه به مرتبه‌اى صعود كرده‌ايم كه هيچ كس بعد از ما بدان مرتبه دسترسى ندارد . » ابَىّ گفت : دليل و تصديق صحّت مفاد اين آيه يكى در أوّل سورهء جمعه است :
وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ
. . . « و جماعتى ديگر نيز از ايشان هستند كه هنوز نيامده‌اند و به آنها ملحق نشده‌اند . » و دوّم در سورهء حشر :
وَ الَّذِينَ جاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونا بِالْإِيمانِ .
« و آن كسانى كه بعد از مهاجران و بعد از أنصارِ محلّ و مكان دهندهء به مهاجران مىآيند ؛ مىگويند : بار پروردگارا ما را مورد غفران خود قرار بده ؛ و برادرمان ما را نيز كه پيش از ما سبقت در ايمان گرفته‌اند ؛ آنان را نيز مورد غفران و آمرزش خود گردان » . و سوّم در سورهء انفال :
وَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْ بَعْدُ وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا مَعَكُمْ فَأُولئِكَ مِنْكُمْ
. « و آن كسانى كه بعداً ايمان آورده‌اند ؛ و هجرت نموده‌اند ؛ و مجاهده كرده‌اند ، پس ايشان هم از زمرهء شما هستند . » و همچنين سيوطى و طبرى و زمخشرى و قرطبى و آلوسى در همين تفاسير مذكوره در ذيل همين آيه ، از أبوعبيد ، و سعيد ، و ابن جرير ، و ابن منذر ، و