بودهاند و يا در يك طرف آن نام بردهاند و ملتفت به غير آنها نشدهاند . و يا أفراد بدرىّ را كه در غزوهء بدر بودهاند شمردهاند ، و يا خصوص أنصار را نام بردهاند ، و يا اينكه چون صداى آن شهود براى گواهى بلند شد و چشمها به تماشا خيره شد و گوشها براى استماع و تلقّى مهيّا شد و صداى مختلف از أطراف شنيده شد ، همانطور كه طبع حال در أمثال اين قضيّه در مجتمعات حكايت مىكند بعضى از ذكر بعضى ، و أفراد ديگرى از جماعت ديگرى نسيان و غفلت كرده ، و هر كه روايت كرده است خصوص آن أفرادى را كه در ذهن خود مضبوط داشته است ، بيان نموده است . « 1 » اين اسامى و تعداد شهود بود . و امّا راويان اين حديث مناشده را در رحبه ، براى أجيال و طبقات بعدى چنانچه علّامهء أمينى ضبط كردهاند چهار نفر از أصحاب ، و چهارده نفر از تابعين مىباشند كه مجموعا ، هجده نفرند .
امّا از أصحاب :
1 - حبّة بن جوين عرنى أبو قدامهء بجلى متوفّى در سنهء 76 و يا 79 .
2 - زيد بن أرقم أنصارىّ .
3 - أبو طفيل : عامر بن واثلهء ليثىّ متوفّى در سنهء 100 ، يا 102 ، يا 108 ، و يا 110 .
4 - يعلى بن مرّة بن وهب ثقفىّ .
و امّا از تابعين :
1 - أبو سليمان مؤذّن .
2 - أبو القاسم : أصبغ بن نباتة .
3 - زاذان بن عمر كندىّ بزّار يا بزّاز كوفىّ .
4 - زرّ بن حبيش « 2 » أسدى ، أبو مريم .
هامش
( 1 ) - « الغدير » ج 1 ، ص 184 تا ص 186 .
( 2 ) - با كسر زاء معجمه و تشديد رآء مهمله ، و حبيش با تقديم حاء مهمله بر بآء موحّده صيغهء تصغير است .