تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
قَامَ النَّبِىُّ يوْمَ خُمِّ خَاطِباً * بِجَانِبِ الدَّوْحَاتِ أوْ حِيالِهَا 1 فَقَالَ : مَنْ كنْتُ لَهُ مَوْلىً فَذَا * مَوْلَاهُ رَبِّ اشْهَدُ مِرَاراً قَالَهَا 2 إنَّ رِجَالًا بَايعَتْهُ إنَّمَا * بَايعَتِ اللهَ فَمَا بَدَالَها 3 قَالُوا سَمِعْنَا وَ أطَعْنَا أجْمَعَا * وَ أسْرَعُوا بِالْألْسُنِ اشْتِغَالَها 4 « 1 » وَ جَاءَهُمْ مَشِيخَة يقْدُمُهُمْ * شَيخُ يهَنِّى حَبَّذَا مَنَالُهَا 5 قَالَ لَهُ : بَخٍ بَخٍ مَنْ مِثْلُك * أصْبَحْتَ مَوْلَى الْمُؤمِنينَ يا لَهَا 6 « 2 »
1 - « پيغمبر در روز غدير خمّ در كنار درخت‌ها و يا در مقابل آنها به پا ايستاده ، و مردم را مخاطب ساخت . 2 - پس گفت : هر آنكس كه من مولاى او هستم ، اين مولاى اوست . خداوندا گواه باش ، و اين را مكرّر گفت . 3 - حقّاً مردانى كه با او بيعت كردند ، با خداوند بيعت كردند ، و اشكالى در اين بيعت برايشان ظاهر نشد . 4 - گفتند : گوش داديم ، و همگى اطاعت نموديم ، و با گفتار و زبان در اشتغال امر ولايت سرعت مىكردند . 5 - و به نزد آنها آمدند جماعت شيوخى كه در پيشاپيش آنها شيخى بود كه تهنيت مىگفت ، چه عطيه خوبى است ولايت . 6 - آن شيخ به على گفت : آفرين ، آفرين ، كيست همانند تو ؟ كه صبح كردى در حالى كه مولاى مؤمنان هستى ! اى چه نعمت و بهره‌اى است ولايت » ! عَوْنى گويد : « 3 »
هامش
( 1 ) - در « مناقب » اشتقالها ضبط كرده است ؛ و همچنين در « أعيان الشيعة » ؛ و در حاشية « مناقب » مصحّح اثتقالها با ثاء آورده است . و در « ديوان حميرى » اشتغالها باغين ضبط كرده است . و ما چون معناى مناسبى غير از اشتغالها نيافتيم آن هم مناسب فى الجمله ؛ فلهذا در شعر با غين آورديم . ( 2 ) - « ديوان حميرى » قصيدهء 133 ص 329 تا ص 331 . و « أعيان الشيعه » ج 12 ، ص 161 . و « مناقب » ج 1 ، ص 535 . ( 3 ) . أبو محمّد عَوْنى : طلحة بن عبيد اللّه بن أبى عَوْن غسَّانى ، در « الغدير » ج 4 ، از ص 124 تا ص 140 ترجمة حال او بعضى از قصائد او را در مَدْح اهل بيت و حضرت أمير المؤمنين و حضرت صادق عليه السّلام آورده است . انصافاً اشعار نغز و آبدار و رشيق و عميق است . اشعار او دربارهء أهل بيت عليه السّلام آنقدر عالى و راقى است كه قافله‌ها براى به دست آوردن اشعار او به راه مىافتاده است . منير شاعر پدر احمد بن منير ، اشعار غوئى را در بازارهاى طرابلس مىخوانده است ، و گوش مردم آن سامان را بدين فضائل زينت مىداده است . ليكن اين نداى بر أهل بيت و بر ذكر مناقب ايشان براى ابن عساكر گران آمده و خواسته است آوازه و آبروى منير شاعر را مشوّه و ملبّس كند فلهذا گفته است كه : او در بازارهاى طرابلس با شعر عونى تغنّى مىكرده است . و ابن خَلَّكان بعد از مدّتى از سپرى شدن روزگار آمد و بر اشعار عَوْنى واقف شد و بيش از ابن عساكر به تنقيد پرداخت و بدون ذكر اشعار عَوْنى فقط گفته است كه منير در بازارها تغنّى مىكرده است .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 81 | السيد محمد حسين الطهراني