تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
1 - « سوگند به خداوند كه هيچگاه با تمام قوا و جمعيّت خود ، دستشان به تو نخواهد رسيد ، مگر آن زمان كه من سرم را بر خشت لحد بگذارم ، و در زير خاك مدفون گردم ! 2 - تو دعوت خود را جهارا اعلان كن ! براى تو كمبود و كوتاهى و شكستى نيست ! و بشارت باد تو را به اين اعلام ، كه با آن چشم‌هائى را تر و تازه مىكنى و از خود خرسند مىگردانى ! 3 - تو مرا بدين فرا خواندى ! و دعوت كردى ! و من مىدانم كه تو نصيحت و اندرز خود را بر من تمام كردى ! و حقّا تو در اين دعوت ، صادق و راستگوئى ، و پيوسته نيز در آنجا أمين بودى ! 4 - و حقّا من دانسته‌ام كه : دين محمّد از جهت اتقان و استحكام ، از بهترين أديان و مذاهبى است كه در ميان مردمان بوده است » . اين زمين أبطح همان زمينى است كه رسول اللّه در به دو ورود به مكّه در آنجا وارد شدند ، و به خانه‌هاى مكّه وارد نشدند ، و فرمودند : من در شهرى كه از آنجا هجرت كردم ، منزل نمىگزينم . و اين زمين چون خصوص همان محلّ معاهدهء قريش با بنى كنانه است ، لذا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى إعلان عظمت و پيروزى اسلام ، در اين زمين وارد شدند ، هم قبل از وقوف به عرفات و هم بعد از وقوف ، و روى همين أمر چون در شب سيزدهم در منى از رسول خدا پرسيدند : فردا شما در كجا وارد مىشويد ؟ ! در جواب فرمود : نحن نازلون غدا إن شاء اللّه بخيف بنى كنانة - يعنى المحصّب « 1 » - « ما فردا ان شاء اللّه در خيف بنى كنانه يعنى در محصّب وارد مىشويم » . در حديث آمده است كه آن حضرت قصد نزول در محصّب را نمودند مراغمة
هامش
و حقير گويد : أبو الفداء كه از عامّه است در تاريخ خود ، اين اشعار را براى اثبات همين أمر ذكر كرده است ، و بعضى از اين ابيات را إبن هشام در « قطر النّدى » در باب تميز ، و نيز سيوطى در « شرح الفيّهء ابن مالك » در افعال مدح و ذمّ براى اثبات بعضى از مسائل نحويّه استشهاد آورده‌اند . ( 1 ) - « البداية و النهاية » ج 5 ، ص 205 ، و نيز در ص 199 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 230 | السيد محمد حسين الطهراني