بِهِ خَلْقاً وز خُلْقاً وَ سيماءً وَ فَضْلًا . و كُنتَ أَخْفَضَهُمْ صَوْتاً ، وَ أعْلاهُمْ طَوْداً ، وَ أَقْدَمَهُمْ كَلاماً ، وَ أَصْوَبَهُمْ مَنطِقاً ، وَ أَشْجَعَهُم قَلْباً ، وَ أَحْسَنَهُمْ عَمَلًا ، وَ أَقْوَاهُمْ يَقِيناً . حَفِظْتَ مَا ضَيَّعُوا وَ رَعَيْتَ مَا أَهْمَلُوا ، وَ شَمَّرْتَ إذِ اجْتَمَعُوا ، وَ عَلَوْتَ إذَ هَلَعُوا ، وَ وَقَفْتَ إذ شَرَعُوا ، وَ أَدْرَكْتَ أوتارَ ما ظَلَموا . كُنتَ عَلَى الكَافِرِينَ عَذَاباً وَاصِباً ، وَ لِلْمُؤْمِنِينَ كَهْفاً وَ حِصْناً ، كنتَ كَالجَبَلِ الرّاسِخِ لَا تُحَرِّكُهُ العَواصِفُ . كُنتَ لِلطِّفلِ كَالابِ الشَّفِيقِ وَ لِلارامِلِ كَالبَعْلِ العَطُوفِ . قَسَمْتَ بِالسَّويَّة ، وَ عَدَلْتَ فِى الرَّعِيَّة ، وَ أَطْفَأتَ النِّيرانَ وَ كَسَرْتَ الاصْنَامَ ، وَ أَذْلَلْتَ الاوثَانَ ، وَ عَبَدْتَ الرَّحْمَنَ - فى كَلَامٍ لَهُ كَثيرٍ - فَالتَقّتُوا فَلَمْ يَرَوا أحَدَاً . فَسُئِلَ الحَسَنُ عليه السّلام مَن كانَ الرَّجُلُ ؟ قالَ : الخِضْرُ عليه السّلام . « 1 »
« چون أمير المؤمنين " عليه السّلام " رحلت كردند پيرمردى گريه كنان آمد در حالى كه مىگفت : امروز زنجيرهاى نبوّت پاره شد ، تا ايستاد دَرِ اطاقى كه حضرت در آنجا مرغ روحش پرواز نموده بود و با دو دست خود دو بازوى دو طرف در را گرفت و گفت : خدا تو را رحمت كند ، حقّاً كه اوّلين كسى بودى كه اسلام آوردى ، و پاكترين آنها بودى از جهت ايمان ، و يقينت از همه شديدتر بود ، و خوفت از خدا نسبت به همه بيشتر ، و طاعتت به پيغمبر خدا از همه افزونتر ، و مناقب و فضائلت از همه عالىتر ، و سوابقت از همه زيادتر ، و شباهتت به رسول خدا از جهت قواى طبيعى و اخلاق معنوى و از جهت علائم روحانى در چهره ات و از جهت فضل و شرافت از همه بيشتر بود . و از جهت سر و صدا از همه آرامتر بودى ، و از جهت استقامت و ثباتت از همه بالاتر و رفيع مرتبهتر بودى . كلام و سخنت از همه مقبولتر ، و منطقت از همه صحيحتر ، و قلبت از همه شجاعتر ، و كردارت از همه نيكوتر ، و يقينت از همه قوىتر بود .
حفظ كردى آنچه را كه ضايع كردند ، و رعايت كردى آنچه را كه مهمل گذاشتند ، و دامن همّت به كمر زدى در وقتى كه آنها اجتماع كردند ، و نفس خود را بلند داشتى هنگامى كه آنها حرص زدند ، و توقّف كردى در وقتى كه آنها بدعت نهادند ، و دادخواهى كردى نسبت به ظلمهائى كه نمودند . اى على تو نسبت به كافران عذاب سخت و مداوم بودى ، و نسبت به مؤمنان پناهگاه و مَلجأ و حِصن . تو مانند كوهى عظيم و ثابت بودى كه تند بادهاى اهواء و آراء باطل و طوفانهاى سخت اميال و
هامش
( 1 ) . « مناقب » ابن شهرآشوب ج 1 ، ص 481 .