عجز اكثريّت مردم در انتخاب امام
بنابر اين مردمى كه درِ راه علم به باطن و سرائر و نيّات و ملكات بر آنها بسته شده است از كجا مىتوانند شخصى را كه متّصف به دقيقترين و عميقترين و لطيفترين ملكات نفس و صفات روحى بوده او را بشناسند و انتخاب كنند ؟ و اگر چنين كنند غالباً به خطا و ضلالت مىافتند . جائى كه حضرت موسى على نبيّنا و آله و عليه السَّلام نتيجه انتخاب او از هزاران نفر هفتاد نفر شد ، و آنها چنين از امتحان برآمدند كه در ميقات خدا را با چشم ظاهر طلب نموده
أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً
« 1 » گفتند ، از انتخاب مردمى عادى چه توقّع بايد داشت ، مردمى مادّى كه پيوسته دوست دارند افرادى مانند خود را كه مادّيّات و شهوات آنها را تأمين مىكند انتخاب كنند ؟ ! و در اين صورت چه دليل قاطع و قانع كنندهاى است كه بگوئيم آنها در انتخابشان اشتباه نمىكنند و شخص منحرفى را اختيار نمىنمايند ؟
چه بسا انتخاب آنها به افراد خائن كه در پس پرده خود را مخفى نمودهاند بوده و بدين وسيله جرائمى و جناياتى در خارج تحقّق پذيرد و معاصى و گناهان شيوع يابد ، و اين مسكينان ابداً متوجه نشوند و لطائف الحيل و خدعههاى منتخب را نفهمند يا آنكه بفهمند و ديگر راهى براى جلوگيرى از آن نداشته باشند ، و او بر مردم مسلّط شده و همه را در كام مهلكهء خود فرو برد . كما اينكه اين قضيهء در بيعت با معاويه و يزيد و خلفاى امويين بسيار محسوس و مشهود بود .
خداوندى كه عالَم آفرينش و انسان را بر حقّ آفريده چگونه مىشود اختيار نصب امام را به دست مردم بسپارد ، مردمى كه در كار خود فرو مانده و احتياج به معلم دارند
وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ
« 2 »
« و پروردگار تو خلق مىكند آنچه را كه بخواهد و اختيار مىكند آنچه را كه بخواهد ، براى مردم اختيارى نيست . »
و به اين حقيقت رسول خدا از اوّلين روزى كه دعوت خود را منتشر نمود و در ميان قبائل تبليغ كرد مردم را متوجّه ساخت . چون دعوت به بنى عامر بن صَعْصَعَة رسيد يكى از آنان به آن حضرت گفت : اگر ما از تو پيروى كنيم و به متابعت ما خدا تو را
هامش
( 1 ) سوره النّساء : 4 - آيه 153 .
( 2 ) سوره قصص : 28 - آيه 68 .