تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
كرد و نه حدّ مفترى بر او جارى نمود و نه به واسطهء تعدّى بر اموال مسلمين او را تعزير كرد بلكه او را عتاب و سرزنش نيز ننمود ، بلكه از او دفاع نموده صراحتاً اين مرد فاجر فاسق فاتك را شمشير برّندهء خدا قرار داده و چنان معرّفى نمود كه او شمشير خدا است كه براى كشتن كافران ( أمثال مالك بن نويره و تعدّى به نواميس زنهاى مسلّماًن و هتك اعراض و نهب اموال آنها ) از غلاف بيرون كشيده و عريان نموده است . فرضاً كه مالك از دادن زكات امتناع نمود مگر حكم قتل است ؟ مالك از دادن زكات به ابوبكر امتناع نمود نه از دادن آن به وصىّ رسول خدا ، چنان كه از شعر او معلوم شد مالك مسلّماًن بود آيا كشتن مسلّماًن جايز است ؟ فرضاً به واسطهء ارتداد مالك از ابىبكر او را مرتد از اسلام بدانيم آيا زنا با زن او كه مسلّماًن بود جايز است ؟ آيا اين قابل تأويل است ؟ آيا وجود عبداللّه بن عمر و قتاده كه از نزديك ناظر قضيّه بودند براى رفع تأويل ، حجّت قاطعه نيست ؟ چرا ابوبكر از گفتار آنان نفرت نموده و اعراض كرد ، براى آنكه خالد يار و معين حكومت او بود . ابوبكر دستور داد ديهء مالك را از بيت المال بپردازند و اسراء را برگردانند . آيا تمام اين جريانات را فعل صحيح ابوبكر بدانيم و به عنوان آنكه أُولواالامر و معصوم است تأويل نموده و حمل بر اجتهاد او كنيم ؟ حقّاً أمثال فخر رازى كه اين سيِّئات صريح را تأويل و توجيه مىكنند در جرم و جريمه با صاحبان آن جرائم سهيم و شريك هستند . آيا واقعاً شمشير خالد سيف خدا بود كه به دست او داده و خود خدا او را از غلاف بيرون كشيده است ؟ عمر مىگويد : انَّ فى سَيْفِهِ رَهَقاً « در شمشير خالد تعدّى و خون به ناحق ريختن است » ، آيا اين هتك و تجاوز ، فعل خداست و خالد شمشير خدا ؟ عمر مىگويد : چنين نيست ، امّا ابوبكر مىگويد : خالد شمشير خداست .
قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً . . .
وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ . . .
وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
« 1 »
هامش
( 1 ) سوره انعام : 6 - آيه 151 - 153 .