بعضى از اهل سنّت گفتهاند « 1 » كه نه عصمت رسول خدا از اين آيه استفاده مىشود و نه عصمت أُولواالامر . امّا عصمت رسول خدا اگر ثابت شود به ادلّة ديگرى است و امّا عصمت أُولواالامر در صورتى استفاده مىشود كه آيه بدون اين معنى استقلال و مفهوم صحيح خود را حفظ نكند ولى مىبينيم كه چنان كه أُولواالامر را معصوم ندانيم باز آيه در استقامت خود باقى و اجتماع امر و نهى لازم نمىآيد و مستلزم امر محال نخواهد بود . بيان اين مطلب آنكه اين آيه فقط براى حفظ اجتماع مسلمين و عدم تشتّت و تفرّق آنان اطاعت أُولواالامر را واجب كرده است مانند ولايت معهودى كه سرپرستهاى ساير امم و مجتمعات در ميان خود دارند . آن مجتمعات براى خود رئيس و سرپرستى تعيين مىكنند و به او اختيار مىدهند و امّت را در لزوم اطاعت او مقيد مىكنند ولى اگر احياناً سرپرستى به طور عمد سركشى نموده و بر خلاف قانون آن مجتمع رفتار كرد از او در اين موضوع اطاعت نمىكنند چون او را حافظ قانون انتخاب كردهاند نه مشرّع قانون ، و اگر خطا و اشتباه نمود نيز متابعت او واجب نبوده و بايد او را به خطا و اشتباه واقف كنند ، و امّا در صورتى كه خطاى او يقينى نباشد بلكه فقط احتمال خطا دربارهء اوامر او بدهند در اينجا حكمش به علّت حفظ اجتماع لازم الاتّباع مىباشد چون مصلحت حفظ وحدت اجتماع و بقاء سيادت و بزرگى آنها امرى است مهم و به واسطهء آن مفسدهء مترتّبهء بر اوامر محتملالخطاء تدارك مىشود و بالجمله أُولواالامر در آيه شريفه همين رؤساء و حكّامى هستند كه در ميان امّت وظيفهء سرپرستى را دارند . اگر يقيناً در حكمى مخالف قول خدا و رسول خدا رفتار نمايند در خصوص آن حكم نبايد از آنها پيروى كرد چون مقيّدات از قبيل :
إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ
« 2 » و قول رسول خدا : لا طاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فى مَعْصِيَةِ الْخالِقِ « 3 » كه شيعه و سنّى در نقل و روايت آن از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مشتركاند ، و مثل قول رسول خدا : لا طاعَةَ الّا فِى الْمَعْرُوفِ « 4 » و أمثال اينها وجوب اطاعت آنها را در موارد معصيت تخصيص مىزنند ، و
هامش
( 1 ) تفسير « الميزان » ج 4 ص 415 .
( 2 ) سوره اعراف : 7 - آيه 28
( 3 ) تفسير « الدر المنثور » ج 2 ص 177 و ايضا روى عن عمران بن الحصين قال سمعت رسول اللّه قال : لا طاعة فى معصية اللّه ، و « وسائل الشيعة » ج 11 ص 422 .
( 4 ) « صحيح بخارى » ج 9 ص 79 ( كتاب الاحكام باب 4 - ح 4 ) قال ( ص ) : « انما الطاعة فى المعروف »