تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
« الرياض النضرة » ج 2 ص 163 ، و « ذخائر العقبى » ص 64 روايت كرده است و ليكن بدين عبارت : عَلِىٌّ مِنّى بِمَنْزِلَتى مِنْ رَبِّى . و همچنين موفق بن احمد خوارزمى با اسناد خود از شعبى روايت كرده است قالَ : نَظَرَ ابو بَكْرٍ الى عَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ مُقْبِلَا فَقالَ : مَنْ سَرَّهُ انْ يَنْظُرَ الى اقْرَبِ النّاسِ مِنْ رَسُولِ اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وَ اجْدَرِهِمْ مَنْزِلَةً وَ أَعْظَمِهِمْ عِنْدَ اللّهِ عَناءً وَ اعْظَمِهِمْ « 1 » عَلَيْهِ فَلْيَنْظُرْ الى هذا - وَ اشارَ الى عَلِىِّ بْنِ ابى طالِبٍ - لِانِّى سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يَقولُ : انَّهُ لَرَؤُوفٌ بِالنّاسِ وَ انَّهُ لَاوّاهٌ حَليمٌ « 2 » شعبى گويد : « در حالى كه علىّبن‌أبىطالب مىآمد ابوبكر به دو نگاه كرد و گفت : هر كس دوست دارد كه نزديك‌ترين مردم را و شايسته‌ترين آنها را از لحاظ منزلت و مقام نسبت به رسول خدا ، و عظيم‌ترين آن‌ها را در نزد خدا از جهت تحمّل مشاق و زحمات دين خدا ببيند به اين مرد نگاه كند ، و با دست خود اشاره كرد به سوى علىّبن‌أبىطالب و گفت : به علّت آنكه من از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود : علىّبن‌أبىطالب نسبت به مردم بسيار مهربان و بسيار شكيبا و حليم و نسبت به خدا خاشع و بسيار كثير المناجات است . » تمام اين حديث را بدون استشهاد به قول رسول خدا نيز محب الدين طبرى در « الرياض النضرة » ج 2 ص 163 آورده است . و شيخ سليمان حنفى قندوزى از كتاب « مودّة القربى » روايت كرده است با سند متّصل خود از عبداللّه بن عمر : انَّ رَسُولَ اللّهِ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قالَ : خَيْرُ رِجالِكُمْ عَلِىُّ بْنُ ابى طالِبٍ ، وَ خَيْرُ شَبابِكُمُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ ، وَ خَيْرُ نِسائِكُمْ فاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ - عَلَيهِ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ - « 3 » عبداللّه عمر مىگويد كه : رسول خدا فرمود : « بهترين
هامش
( 1 ) بعيد نيست تصحيف « و اعزهم عليه » بوده باشد . ( 2 ) « مناقب » خوارزمى ص 97 . ( 3 ) « ينابيع المودة » ص 247 . و روايات در اين معنى كه اميرالمؤمنين خير البشر است از رسول خدا بسيار وارد و در كتب عامّه مضبوط است . ما در اوائل اين كتاب قدرى از آنها نقل كرديم و راوى بعض از آنها عائشه بود . در « ذخائر العقبى » ص 96 از عقبة بن سعد عوفى روايت كند كه گفت : ما بر جابر بن عبداللّه وارد شديم و آنقدر پيرى او را در گرفته بود كه موهاى ابروانش بر چشمهايش ريخته بود و ما درباره على سؤال كرديم . جابر موهاى ابروانش را با دست بالا زده و نگاهى به ما كرد و گفت : « ذاك من خير البشر » « على از بهترين افراد انسان است . » و نيز در « ينابيع المودة » ص 246 از على عليه السّلام و حذيفه و عائشه روايت كرده است كه : على خير البشر ، من ابى فقد كفر . و در ص 247 از عائشه روايت كرده است كه : ان اللّه قد عهد الىّ انّ من خرج عَلى علىّ فهو كافر فى النار . قيل : لم خرجتِ عليه ؟ قالت : انا نسيت هذا الحديث يوم الجمل حتى ذكرته بالبصرة ، انا استغفر اللّه .