الْحَوْضَ . « 1 » « على با قرآن و قرآن با على است و اين دو از هم جدا نمىشوند تا كنار حوض كوثر بر من وارد شوند . »
چون معلوم است كه اين معيّت در واقع و حقيقت قرآن است نه در اين كتاب مشهود و ملموس خارجى ،
وَ كَذلِكَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ فَالَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يُؤْمِنُونَ بِهِ . . .
وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ
« 2 »
« بلكه قرآن مجيد عبارت است از آيات روشن كه در سينههاى كسانى كه به آنها علم داده شده است قرار دارد . »
و نيز خداوند مىفرمايد :
قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ
« 3 »
« بگو كافى است كه خدا گواه باشد بين من و شما ، و نيز كسى كه به او علم كتاب داده شده است گواه است بر اين معنى . »
احاطه اميرالمؤمنين عليه السّلام بر قرآن و جنگ در راه آن
در روايات بسيار از طريق شيعه و سنى وارد شده است « 4 » كه مراد از آن كسى كه به او علم كتاب داده شده است حضرت اميرالمؤمنين عليه السّلام است . و نيز در حديث وارد است
رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله سلّم فرمودند :
انَّ فيكُمْ مَنْ يُقاتِلُ عَلى تَأويلِ الْقُرْآنِ كَما قاتَلْتُ عَلى تَنْزيلِهِ . قالَ ابُو بَكْرٍ : انَا هُوَ يا رَسُولَ اللّهِ ؟ قالَ : لا . قالَ عُمَرُ : انَا يا رَسُولَ اللّهِ ؟ قالَ : لا وَ لكِنْ خاصِفُ النَّعْلِ - وَ كانَ اعْطى عَلِيّاً نَعْلَهُ يَخْصِفُها - . « 5 »
حضرت رسول اللّه فرمودند : « در ميان شما كسى است كه جنگ مىكند براى تأويل و معناى قرآن همانطور كه من جنگ كردم براى تنزيل و ظاهر قرآن . ابوبكر گفت : من هستم يا رسول اللّه ؟ فرمود :
هامش
( 1 ) در « ينابيع المودة » ص 90 معيت على با قرآن و قرآن با على را از كتاب « جمع الفوائد » روايت مىكند و سپس مىگويد : للاوسط و الصغير . و نيز در « غاية المرام » ص 539 سه حديث از خوارزمى و زمخشرى در « ربيع الأبرار » راجع به اين موضوع نقل مىكند .
( 2 ) سوره عنكبوت : 29 - آيه 47 - 49 .
( 3 ) سوره رعد : 13 - آيه 43 .
( 4 ) در « غاية المرام » ص 357 از طريق عامّه 6 روايت و از طرق خاصه 18 روايت وارد شده است . و در « ينابيع المودة » ص 102 احاديث بسيارى راجع به اين موضوع نقل مىكند .
( 5 ) « الغدير » ج 7 پاورقى ص 131 اين حديث را نقل كرده و گويد كه : اين حديث را جمعى از حفاظ تخريج كردهاند و حاكم و ذهبى و هيثمى آن را صحيح شمردهاند كما يأتى تفصيله . و راجع به قتال اميرالمؤمنين نسبت به تأويل قرآن روايات بسيارى است كه در « بحار الانوار » ج 8 ص 455 و 456 نقل شده است .