پيغمبر اكرم در آخرين « 1 » خطبهاى كه ايراد نمودند فرمود :
« من در ميان شما دو چيز به يادگار مىگذارم ، دو چيز بزرگ و گرانبها ، كتاب خدا و اهل بيت من ، و آن دو از هم جدا نمىشوند تا كنار حوض كوثر هر دو با هم بر من وارد شوند . »
چون قرآن بدون معلم و قيّم براى مردم به تنهائى كافى نيست . عُمَر كه گفت : كَفانا كِتابُ اللّهِ براى ما كتاب خدا كافى است و ما احتياج به امام نداريم طبق فرمودهء رسول خدا اشتباه گفت ، چون رسول خدا فرموده است :
« اين دو : كتاب خدا و اهل بيت ، قابل جدا شدن نيستند . »
پس كسى كه يكى را بدون ديگرى بخواهد بگيرد آن يكى هم به دست او نيامده است .
بدون اهل بيت كتاب خدا كفايت نمىكند
بنابر اين آن مرد كه گفت : ما قرآن را مىگيريم و به عترت نيازمند نيستيم حقّاً كتاب خدا هم به دستش نرسيده و خود و تابعينش دستشان هم از كتاب و هم از اهل بيت كوتاه شده است ، چون قرآن داراى حقيقت و واقعيّتى است كه از اين الفاظ بالاتر و بسيار مهمتر است .
همانطورى كه اگر ما در روى كاغذ نامى را مانند حسن ، تقى ، على بنويسيم اين نام حكايت از يك واقعيّت در خارج مىكند كه داراى بدن و روح و حدود و مشخّصات و حيات و علم و قدرت و نفس و غرائز و نيّات و غيرها است و آن حقيقت به هزاران مرتبه بلكه بيشتر از اين لفظ حاكى ، عالىتر و راقىتر است و اين نام فقط يك معرّف و نماينده ايست از آن واقعيّت ، همين طور حقيقت قرآن كريم عالمى است بسيار عالى و بزرگ و زنده ، جميع حقائق در او موجود ، و تمام راهها و مسالك خير و شرّ و نتائج اعمال از بهشت و دوزخ و صراط و كتاب و ميزان در او مشهود . و اين الفاظ كه بين الدَّفَّتين نوشته شده است نمايندهاى و نامى از آن حقيقت است ، و امام عليه السّلام به آن حقيقت واقف و جميع معانى و واقعيتهاى اين كتاب آسمانى در نفس امام منطوى است ، وَ كُلَّ شَىْءٍ احْصَيْناهُ فى امامٍ مُبينٍ . « 2 » و اين همان معيتى است كه رسول خدا فرمود : عَلِىًّ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرآنُ مَعَ عَلِىٍّ لا يَفْتَرِقانِ حَتّى يَرِدا عَلَىَّ
هامش
( 1 ) فى المقدمة الثانية من تفسير « الصافى » نقلا عن « الكافى . »
( 2 ) سوره يس : 36 - آيه 12 .