ديد كه كار خود را كردهاند ، شيطان بر آنها غلبه نموده و شريعت را از قطب آن منحرف نمودهاند امام را خانه نشين و خود بر منبر رسول خدا بالا رفتند و حضرت را چون جَمَل مخشوش در مسجد به نزد ابوبكر آوردند و با شمشير كشيده از او بيعت طلبيدند . بعد از آن كه آن حضرت محاجّه نمود و آنان را بر ضلالتشان متوجّه ساخت و شرف و فضيلت خود را بيان كرد و ابداً نتيجهاى نگرفت
، وَ خَرَجَ عَلىٌّ عليه السّلام يَحْمِلُ فاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللّهِ عَلى دابَّةٍ لَيْلًا فى مَجالِسى الْأَنصارِ تَسْألُهُمْ النُّصْرَةَ
« حضرت شبانه زهرا عليها السّلام را سوار بر مركبى مىنموده و در مجالس انصار مىبرد و فاطمه از آنها يارى مىطلبيد . »
فَكانُوا يَقُولُونَ : يا بِنْتَ رَسُولِ اللّهِ قَدْ مَضَتْ بَيْعَتُنا لِهذَا الرَّجُلِ ، وَ لَوْ انَّ زَوْجَكِ وَ ابْنَ عَمِّكِ سَبَقَ الَيْنا قَبْلَ ابى بَكْرٍ ما عَدَلْنا بِهِ .
« آنها مىگفتند اى دختر رسول خدا بيعت ما با اين مرد تمام شده و گذشته است اگر شوهر تو و پسر عمّ تو على زودتر از ابوبكر ما را به خود مىخواند ما از او به ابىبكر عدول نمىنموديم » :
فَيَقُولَ عَلىٌّ عليه السّلام : افَكُنْتُ ادَعُ رَسُولَ اللّهَ صلّى اللّه عليه و آله سلّم فى بَيْتِهِ لَمْ ادْفِنْهُ وَ اخْرُجُ انازِعُ الّناسَ سُلْطانَهُ ؟ فَقالَتْ فاطِمَةُ : ما صَنَعَ ابُو الْحَسَنِ الّا ما كانَ يَنْبَغى لَهُ ، وَ لَقَدْ صَنَعُوا مَا اللّهُ حَسيُبُهمْ وَ طالِبُهُمْ .
« اميرالمؤمنين به آنها مىفرمود : آيا من جنازهء رسول خدا را دفن نكرده در خانهاش بگذارم و براى ربودن مقام حكومت او از منزل خارج شده با مردم نزاع كنم ؟ و سپس فاطمه مىفرمود : ابو الحسن كارى نكرد مگر آن كه سزاوار بود و ليكن غاصبين خلافت كردند آنچه را كه خدا حساب گيرنده و مؤاخذه كننده آنهاست . » « 1 »
هامش
( 1 ) « الامامة و السياسة » ج 1 ص 12 .