على در اوست ، و نظائر آنها از رواياتى كه درباره علم أميرالمؤمنين وارد شده استفاده مىشود كه آن حضرت از وارثين كتاب خدا از رسول الله بودهاند .
امّا راجع به آنكه مىفرمايد :
فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ
معلوماست كه منظور همان اصحاب شمال و اصحاب يمين و مقرّبونند ؛ و مسلّماً مراد از بندگان برگزيده همان دسته سوّمند كه در خيرات گوى سبقت را ربودهاند .
بنابراين يا ضمير
فَمِنْهُمْ
راجع است به
عِبادِنَا
بدون قيد اصطفا ؛ يعنى مطلق بندگان ما به سه دسته تقسيم مىشوند ، لكن از ميان آنان همان سابقون الى الخيرات هستند كه مورد برگزيدگى واقع شده و كتاب را ارث بردهاند .
و يا ضمير
فَمِنْهُمْ
راجع است به
الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا
بدين معنى كه هر سه طايفه شريكند در وراثت كتاب ؛ گرچه وارث حقيقى و حافظ كتاب همان دسته سوّم كه عالم به كتابند خواهد بود .
و مانعى ندارد كه در عين آنكه قائم به كتاب و حافظ آن بعضى بخصوص باشند ، نسبت وراثت به همه داده شود ؛ مانند كريمه شريفه :
« وَ أَوْرَثْنا بَنِي إِسْرائِيلَ الْكِتابَ »
« 1 »
ما تورات را به بنى اسرائيل به عنوان ارث دادهايم ، با آنكه تورات بر حضرت موسى نازل شد ، نه بر همه آنان ، لكن چون حضرت موسى در ميان بنى اسرائيل است عنوان نسبت اعطاء تورات به بنى اسرائيل نيز تجوّزاً صحيح است .
و بنابراين احتمال ، مراد از ظالم لنفسه همان افرادى از مسلمانان هستند كه به واسطهء ارتكاب سيّئهاى بر نفس خود ستم نمودند ، چون بنابراين احتمال ظالم لنفسه از اقسام افراد برگزيده خواهد بود ، و لذا نمىتوان آنان را از اصحاب شمال قرار داد ، بلكه از اصحاب يمينند ، غاية الامر آنكه كاستى و منقصتى در آنها خواهد بود .
بارى بگذريم به اصل بحث ، و آن اين كه چون أميرالمؤمنين و ائمّه أطهار عليهم السّلام بندگان برگزيده هستند ، - طبق نصوص صريحهاى كه خود اهل سنت از بزرگان از محدثين آنها نقل كردهاند - لذا آنان پاسداران و حافظان كتاب خدا
هامش
( 1 ) سوره غافر : ( 40 ) - آيه 53