هستند .
حافظ و وارث قرآن كسى است كه در مقام و منزلهء رسول الله بوده ، و قلبش مانند قلب رسول خدا تحمّل و ظرفيّت آن حقائق را داشته باشد .
روايات علماى معروف اهل سنت در مقام أميرالمؤمنين عليه السّلام
ما در اينجا بعضى از رواياتى را كه علماى معروف عامّه در كتب خود آوردهاند ذكر مىكنيم ، تا مقام و منزلت أميرالمؤمنين عليه السّلام از نقطه نظر آنان معلوم شود :
در ينابيع المودّة از جابر بن عبد الله انصارى روايت كند كه پيغمبر اكرم فرمود : كفُّ عَلىٍّ كَفّى « 1 » دست على دست من است .
و معلوم است كه مراد از دست ، آثار مترتّبه بر دست است از اخذ و اعطاء و كتابت و حرب و غيره ، و خلاصه تمام افعالى كه از دست سر مىزند ؛ و چون اين افعال مترتّب بر اراده و اختيار نفس است فلذا مساوى بودن كف ملازم با مساوى بودن در تمام مبادى و مراحل افعال از حالات نفسيّه و مكارم اخلاق و شيم پسنديده است .
و نيز از ابوبكر وارد است كه رسول خدا فرمودند : يا ابا بكر كَفِّى و كَفّ عَلىٍّ فِى العَددِ سِواء « 2 » و در روايت ديگر : يا ابا بكرٍ كَفّى و كَفُّ عَلىّ فِى العَدلِ سِواء « 3 » اى ابو بكر دست من و دست على در عدد مساوىاست . اى ابوبكر دست من و دست على در عدل مساوىاست .
البته مساوى بودن در عدل همانطور كه گفته شد ملازم با مساوى بودن در صفات نفسيّه و مكارم اخلاق و اطّلاع به سرائرى است كه در نتيجه در مرتبهء فعل ، كردار و افعال را طبق كردار و افعال پيمبر اكرم قرار مىدهد .
و امّا مساوى بودن در عدد كنايه از مساوى بودن در تمام مراتب و مراحل قدرت است ؛ آنچه از دست پيمبر اكرم برآيد از دست أميرالمؤمنين برآيد ؛ چون دست بالأخص در چنين تعبيرى كه براى او عدد فرض شده است معلول قدرت و آلت اجراى نيّات نفسانيّه و ارادات روحيّه است . بنابراين ، اين تعبير مىرساند كه قدرت رسول خدا و قدرت على مساوى است . آن معجزات عجيب كه از دست آن حضرت به ظهور پيوست همگى در كانون اراده و قدرت على موجود است .
هامش
( 1 ) ينابيع المودّة ص 252
( 2 ) ينابيع المودّة ص 252
( 3 ) بعيد نيست كه هر دو حديث فى العدل بوده و در يكى تصحيفاً فى العدد آمده باشد