فاوحى الله اليه : إنّى مُخرجٌ منك نُورى الذى به السلُوكُ فى القَنَوات الطَّاهِرهَ ، و الأرُومَات الشَريفَه ، و اباهى بهالأنوار ، و اجعلهُ خاتم الأنبياء .
و أجعلُ آله خِيار الأئمة الخُلفاء .
و اختِمُ الزَمَان بمُدّتهم ، و أغصُّ الأرضَ بدَعوَتِهم ، و انشُرُها بشيعَتِهم .
فشمِّر ، و تَطَهَّر ، و قدِّس ، و سبِّح و اغشَ زَوجَتَك عَلَى طهارةٍ مِنها .
فأنّ وَديعَتى تَنتَقِلُ مِنكُما إلَى الولد الكائن منكما « 1 »
ترجمه : خداوند به آدم وحى فرستاد : كه من از تو بيرون مىآورم نور خودم را ، آن نورى كه به واسطهء آن مىتوان در اصلاب متين و استوار پاكيزهء اعقاب ، و ريشههاى شريف نسلهاى گرامى داشته شده انساب راه يافت .
من به آن نور بر تمام نورها مباهات و افتخار مىكنم ، و آن نور را خاتم پيغمبران قرار مىدهيم .
و آل او را بهترين پيشوايان و امامان و برگزيدهترين خليفگان قرار مىدهم .
و چرخ امتداد زمان را به مدّت حكومت الهيّه آنان ، به پايان مىرسانم ، و زمين را از دعوت و نداى آنان مالامال مىنمايم بهطورىكه نقطهاى از زمين براى ندا و دعوت غير آنها يافت نشود ، و زمين را براى ترّدد و تمكين شيعيان آنان باز مىكنم .
اى آدم ! حال كمر خود را محكم ببند و آماده شو ، و تحصيل طهارت كن ، خداى خود را به تقديس و تسبيح ياد كن ، و سپس برو به سوى زوجه ات و در حال طهر و پاكيزگى با او نزديكى كن .
چون امانت و وديعهء من ، از فرزندى كه از شما دو تن به وجود آمد منتقل مىشود .
تفسير آيه ثم اورثنا الكتاب الذين اصطفينا من عبادنا
حال كه اين مطلب واضح شد رجوع كنيم به تفسير آيهاى كه در مطلع گفتار ذكر شد .
« ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا »
ما قرآن مجيد را بعد از آنكه به تو فرو فرستاديم به نحو توارث به بندگان
هامش
( 1 ) مروج الذهب جلد اول از طبع مطبعة السعادة مصر 1367 هجريه ص 37 و از طبع مطبعة دار الاندلس بيروت 1393 هجريه ص 47