تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
منصب امامت تقاضا نمايد ، مىماند دو صنف ديگر كه مورد سؤال آن حضرت واقع شده‌اند ، يكى آنكه در تمام عمر پاك و معصوم از گناه بوده ، و ديگر آنكه در آخر عمر خود پاك و منزّه از گناه شده است . از اين دو صنف خدا مىفرمايد من عهد خود را به ظالمين از آنها نمىدهم ، معلوم مىشود كه دسته‌اى كه در اوّل عمر خود گناه كرده‌اند ، گرچه در آخر عمر خود توبه نموده و هدايت الهى از آنها دستگيرى نموده است ، باز هم عنوان ظلم به نحو موجبهء جزئيّه بر آنها منطبق است ، و چون امامت به آنها داده نشود فقط مىماند يكدسته ، و آن آنهائى هستند كه در تمام مدّت عمر ، منزّه از گناه بوده‌اند و اين همان معنى عصمت است « 1 » و « 2 »

هفت مسأله از امّهات مسائل امامت

به‌طور كلّى از آنچه در اين مباحث از آيات قرآن استدلال كرديم هفت مسئله از امّهات مسائل امامت كه شيعه به آن قائل است و در آن اصرار دارد و حدّ مايز است بين آنها و بين سنّىها ( كه هيچ يك از آنها را در امام شرط نمىدانند ) استنتاج گرديده است .

مسئله 1 : امامت قابل انتخاب نيست

مسئله اوّل : امامت قابل انتخاب نيست بلكه مجعول است به جعل الهى كه توسط پيغمبر ، يا امام قبلى ، يا خود آن امام به نصوص و معجزات بر مردم معلوم مىشود ، زيرا اوّلًا چنان كه گفتيم اين منصب را خداوند در قرآن مجيد به عنوان جعل و انتصاب الهى معرفى مىكند چنان كه گويد : «
قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً
» « 3 » و گويد . «
وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا
» « 4 » و گويد . «
وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ
» « 5 » در تمام اين آياتى كه منصب امامت را ذكر كرده است عنوان جعل الهى را آورده است .
هامش
( 1 ) الميزان ج 1 ص 277 ( 2 ) نظير اين استدلال را قاضى نور الله در احقاق الحق ج 2 ص 396 با تقريب ديگرى مىنمايد . ( 3 ) سوره بقره : 2 آيه 124 ( 4 ) سوره السجده : 32 آيه 24 ( 5 ) سوره انبياء : 21 آيه 73