درس سيزدهم
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
و صلّى الله على محمّد و آله الطاهرين
و لعنة الله على اعدائهم اجمعين من الى الآن الى قيام يوم الدين
و لا حول و لا قوّة الا بالله العلىّ العظيم
قال الله الحكيم فى كتابه الكريم «
أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ
» « 1 »
منظور از هدايت به حقّ چيست ؟
در فصل قبل پيرامون اين آيه مباركه مفصَّلًا بحث شد ، و نتيجه آن شد كه هدايت كننده بهسوى حقّ حتّماً بايد هدايتش بنفسه باشد نه به غير ، و كسى كه اهل شرك ، يا گناه بوده و بالغير هدايت يافته است ، او امام نبوده ، و نمىتواند مردم را بهحق هدايت كند . چند نكته در اينجا ذكرش لازم است :
اوّل آنكه مراد از حقّ در اين آيه شريفه همان معنى حقيقى است ، نه معنى حقّى كه به نحوى از انحاء ، مبنى بر تساهلات عرفيّه در السنه مردم رايج است ، كما آنكه ديده مىشود هدايت به حقّ را بهر كس كه تكلّم به حقّ كند نسبت مىدهند ، گرچه معتقد نباشد ، يا معتقد باشد ، و عمل نكند ، يا عمل كند و ليكن نفسش به آن متحقّق نشده باشد ، و چه اينكه ذاتاً اهتداء نيافته باشد ، و هدايت او به غير باشد .
اينها هيچكدام هدايت به حقّ نيست و از باب مسامحات عرفيّه بر او هدايت به حقّ گفته مىشود ، بلكه هدايت به متن حقّ ، همان ايصال به متن واقع است و فقط براى خدا و راه يافتگان به خدا ، بدون واسطه و تخلّلِ غير مىباشد .
هامش
( 1 ) سوره يونس 10 - آيه 35