مردم از نقطه نظر ظاهر و باطن در راه مستقيم آنها را حركت دهد ، سوّم آنكه خود گرفتار ظلم به نفس و معصيت نباشد و اين معانى را از دو جمله «
وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ
» « 1 » استفاده كرديم و نيز از ذيل آيه شريفه راجع به حضرت ابراهيم كه تقاضاى آنرا براى ذريّه مىكند ، استفاده مىشود كه امامت به ستمگر و ظالم نمىرسد ؛ چون ظالم در آيه ، مطلق آمده است :
«
لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
» « 2 »
يعنى عهد من به كسانىكه ظلم كرده باشند گرچه آن ظلم مختصر باشد نمىرسد ؛ و بر عكس به كسانىكه به نحو مطلق ظالم نباشند خواهد رسيد و اين عين عصمت است .
امام كسى است كه در تمام طول عمر خود گناه نكرده باشد ، و كسى كه گناه كوچكى گرچه در بعض احيان از او سر زده باشد ، يا ظلم و شركى از او بروز كرده باشد ، گرچه بعداً توبه نموده باشد ، و اثر گناه از بين رفته باشد امام نخواهد بود .
حضرت علامه طباطبائى مُدَّ ظِلّهُ العالى در تفسير اين آيه شريفه فرمايد : از بعضى از استادان ما راجع به دلالت اين آيه شريفه بر عصمت امام چون سؤال شد ، در جواب چنين فرمود : كه مردم به حسب تقسيم عقلى از چهار دسته خارج نيستند :
اوّل كسانىكه در جميع طول عمر ظالم باشند .
دوّم كسانى كه در تمام طول عمر خود پاك و منزّه از گناه بوده ، و لحظهاى ظلم نكرده باشند .
سوّم كسانىكه در اول عمر خود ظالم بوده ، و در آخر عمر خود توبه نموده ، و هدايت خدا به او رسيده باشد .
چهارم به عكس ، كسانى كه در اوّل عمر پاك و بىگناه بوده ، ولى در آخر عمر خود مبتلاى به معصيّت و گناه شدهاند .
حضرت ابراهيم شأنش أجلّ از آناستكه از خداوند سؤال كند كه امامت را در قسم اوّل و چهارم قرار دهد ، و هيچگاه چنين پيشنهادى از آن حضرت ديده نمىشود كه براى كسى كه در تمام مدّت عمر يا در آخر آن دچار معصيت است .
هامش
( 1 ) سوره انبياء 21 - آيه 73
( 2 ) سوره بقره : 2 - آيه 124