تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
ضرر و زيان مىشود . و يا به‌واسطه جهل به راه بدست آوردن ثمر ، و يا بواسطهء عوامل ديگرى خسران و ضرر مىبيند . اين خسران ، يك نوع ضرر و زيانى مىباشد كه اميد زوال آن وجود دارد ؛ زيرا چه بسا صاحب زيان متنبّه و متوجّه مىشود ، و عمل خود را از سر گرفته و تدارك ضايعات و قضاء ما فات مىنمايد . و چه بسا خسارت مىكند درحالىكه خودش اذعان دارد به اينكه سود مىبرد ؛ و ضرر مىبيند درحالىكه اعتقاد دارد به اينكه منفعت مىكند و غير از اين نمىبيند و اعتقاد ندارد . و اين شديدترين مراتب خسران مىباشد كه ابداً روزنهء اميدى براى زوالش موجود نيست . از اين گذشته ، انسان در حيات دنيوى خود شأن و حالى ندارد مگر تلاش براى سعادت خود ، و مقصد و مقصودى غير از آن ندارد . حال اگر سوار بر مركب طريق حقّ شد و به هدف خود اصابت نمود كه آن حقِّ سعادت و عين پيروزى است كه هيچ ؛ و اگر در طريق اشتباه نمود و نمىدانست كه خطا كرده است ، او كسى است زيانكار و در كردارش اهل خسران ، و ليكن اميد زوال اين خسران براى وى وجود دارد ؛ و اگر در طريق خطا نمود و به غير حقّ برخورد كرد و بدان دلگرم شد و آرامش يافت ، و اين حالش طورى شد كه هرگاه از نشانه‌هاى حقّ بر او ظاهر گردد ، نفسش آن را با حجابِ إعراض ردّ نمايد ، و نفس او براى او زينت دهد انواع استكبار و عصبيّت جاهليّت را ؛ بنابراين او زيانكارترين افراد است از حيث كردار ، و ناكام‌ترين آنهاست از نظر تلاش . زيرا كه وى گرفتار خسرانى گشته است كه اميد زوالش نيست ، و ابداً دريچهء رجائى در آنكه روزى به سعادت مبدّل شود وجود ندارد . و اينست معنى كلام خداى تعالى در تفسير اين فقرهء « باخسارت‌ترين افراد از حيث عمل » كه مىفرمايد : « آنان كسانى هستند كه سعى و تلاششان در حيات و