اين بود ترجمهء آيتين مباركتين .
ضمير « أَنَّهُ الْحَقُّ » بر مىگردد به مقدّر مأخوذ از « سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا »
و امّا در شرح بالنّسبه تفصيلى آنها بايد ديد اوّلًا مرجع ضمير
« أَنَّهُ الْحَقُّ
* » چه مىباشد ؟ !
به نظر حقير ، اين ضمير راجع است به مقدّر مستفاد از فعل « نُرِى » و آن عبارتست از مُرَى ( آيه از لحاظ آيه و مرآت بودن براى ضمير « نا » ) . « مُرَى » « 1 » چيست ؟ آيات حقّ كه نشاندهندهء حقّ هستند .
زيرا از جهت بلاغت قرآن و از جهت انسجام تتمّهء آيه و آيه بعد ، محملى غير از اين نمىتواند داشته باشد . نمىتواند مرجعش « آيَاتِنَا » باشد ، زيرا « آيات » جمع مؤنّث مجازى است و ضمير مفرد مذكّر غائب نمىتواند بر آن برگردد . و نيز نمىتواند مُضافٌإليه آن يعنى لفظ « نَا » باشد . زيرا مرجع ضمير مذكّر غائب بايد اسم جنس مذكّر غائب باشد ؛ و ضمير « نَا » ضمير جمع متكلّم مع الغير است .
و نيز نمىتواند به « قرآن » برگردد ، بهطورىكه بعضى گفتهاند و دليل آوردهاند آيه قبلى را :
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُمْ بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقاقٍ بَعِيدٍ .
« بگو اى پيغمبر ما : شما به من خبر دهيد كه اگر اين كتاب الهى از ناحيهء خداوند بوده باشد و در آن صورت شما بدان كفر ورزيد ، كدام كس گمراهتر
هامش
( 1 ) مُرَى اسم مفعول از باب أرَى يُرى است از باب إفعال . زيرا اسم فاعل آن مُرْئِى و اسم مفعول آن مُرْأَى مىآيد . همزه را به جهت تخفيف بعد از نقل حركتش به ما قبل آن حذف مىنمايند ، مُرِى و مُرَى مىگردد . و امّا مَرْئِىّ اسم مفعول از باب رَأَى يَرَى است كه اسم فاعلش راءٍ و اسم مفعولش مَرْئِىٌّ آيد . اسم مفعول در اصل مَرْءُوىٌ بوده است ، إعلال مَرْمِىٌّ را حاصل كرد مَرْئِىٌّ شد . رَأَى يَرَى متعدّى به يك مفعول و أرَى يُرِى متعدّى به دو مفعول مىباشد