تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
كه آن را در انسان / 65 و جانور و گياه مشاهده مىكنيم ، بلكه در هر چيز آفريده شدهء از اتوم بسيار خرد كه در آن قسمت منفى ( تجسم يافتهء در الكترون ) و قسمت مثبت ( پروتون ) مشاهده مىكنيم . اين تكامل نشان دهندهء نياز مشترك ميان مخلوقات است كه آن نيز به نوبهء خود به ما دو بصيرت مىبخشد : الف : اين كه نيازمندى به خودى خود نعمت است ، و احساس كردن آن همچون سوختى براى تحرك محسوب مىشود ، و اشباع شدن لذت هستى است ، پس اگر يك زندگى بدون نيازمندى به خوراك و نوشاك و آسايش و عمل جنسى فرض كنيم ، آيا ممكن است كه ما به آن رغبتى نشان دهيم . اين برادر مرگ است ، و هر چه نيازمندى افزونتر و شديدتر و گوناگونتر باشد ، لذت حاصل از برآمدن آن نيازمندى نيز بيشتر و متنوعتر و شديدتر خواهد بود . . . مگر نه اين است كه سيرى پس از گرسنگى ، و امنيت پس از ترس ، و به عمل جنسى پرداختن پس از شبق لذتى شديدتر و بزرگتر دارد ؟ ب : تكامل و مخصوصا در ميان دو زوج راهنمايى براى ما به سوى پروردگارمان است ، بدان سبب كه هر چيز نيازى به چيز ديگر دارد ، و در آن تصور استقلال و بى نيازى و الوهيت نمىرود از آن روى كه هر محتاج فقير و محدود و در زير تدبير ديگرى است ، و اين كه پروردگار بىنياز و وسعت بخش و مدبّرى دارد . سپس تدبير تكامل ، و فراهم آوردن زوجيّت و تنظيم شؤون آن دليل بر اين است كه مدبّر و تنظيم كننده‌اى وجود دارد ، سبحانه و تعالى . در عين حال گواهى بر آن است كه مدبّر بى نياز است و نامحدود ، و همانند و شبيهى ندارد . در حديثى از امام رضا ( عليه السلام ) آمده است : « با ايجاد مشاعر شناخته مىشود كه او مشعر ندارد ، و با جوهر ساختن جوهرها معلوم مىشود كه براى او جوهرى نيست ، و با وجود تضاد در ميان چيزها آشكار است كه او را ضدى نيست ، و با ايجاد مقارنه ميان چيزها دانسته مىشود كه او قرين ندارد ؛ روشنى را ضدّ تاريكى