مليك يعنى مالك و صاحب چيزهايى است كه در اختيار دارد ، ولى ممكن است كسى يافت شود كه از او نيرومندتر است و اضافه كردن « مقتدر » اين امكان را از ميان مىبرد ، و در اين هر دو صفت تضمينى براى آن است كه آنچه به ايشان وعده دادهاند خواهد رسيد ، زيرا كه آن كس كه وعده مىدهد مالك چيزى است كه وعده داده و هيچ مانعى براى دست نيافتن آنان به وعده وجود ندارد ، به همان گونه كه قدرت بر فرو فرستادن عذابى را دارد كه به مكذّبان وعده داده است .
آرى ، مؤمنان چشم به نعيم آخرت دوختهاند ، ولى مورد آرزوى بزرگتر ايشان جوار خدا و رضاى او است ، و زين العابدين و سيد الساجدين در مناجات با پروردگار خويش چنين گفته است : « همت من تنها به رسيدن به تو پايان يافت ، و رغبت من تنها به تو توجه پيدا كرد ، پس تو و نه جز تو مراد منى ، و شب زنده دارى و بيخوابيم و ملاقات تو نور چشم من است ، و رسيدن به تو آرزوى جانم ، و شوقم متوجه به تو است ، و اشتياقم به محبّت تو ، و عشقم به هواى تو ، و خرسندى تو منتهاى آرزويم ، و ديدنت نياز جانم ، و جوارت خواستهام ، و قربت منتهاى خواهشم ، و در مناجات تو آسايش و آرايش من است ، و در نزد تو دواى دردم ، و شفاى عطش شديدم ، و خنك شدن سوز و گدازم ، و از بين رفتن اندوهم ، پس در وحشتم انيس من باش ، و بازدارندهء از لغزشم ، و آمرزندهء گناهم ، و پذيرفتهء توبهام ، و اجابت كنندهء دعوتم ، و پاسدار عصمتم ، و بىنياز كنندهء از نيازم ، و مرا از خود مبر ، و از خويشتن دور مكن ، اى نعيم من و بهشت من ، و اى دنيا و آخرت من ، اى بخشندهترين بخشندگان » . « 73 » در دعاى كميل چنين مىخوانيم : « اى سرور مؤمنان ، و اى منتهى آرزوى عارفان ، و اى پناه پناهندگان ، و اى محبوب دلهاى راستان و راستگويان » .
هامش
( 73 ) - مفاتيح الجنان ، مناجاة المريدين .