بودن پرداختن به خطا يا اصرار ورزيدن بر آن را ثابت كند .
پروردگار ما پوچى و پوكى اين فرهنگ را آشكار مىسازد و - در خطاب به معاصران پيغمبر ( ص ) - مىگويد : چرا خود را از عذابى كه به آن اقوام رسيد معاف و مستثنى مىدانيد ؟
أَ كُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِنْ أُولئِكُمْ
« آيا كافران شما بهتر از آن كافرانند ؟ » از لحاظ نژادى يا اعمالشان كه در نتيجهء آن بلا و عذاب دامنگير اينان نشود ؟ !
أَمْ لَكُمْ بَراءَةٌ فِي الزُّبُرِ
« يا براى شما در كتاب برائت و بيزارى نوشتهاند ؟ » مگر نوشتهاى از خدا در نزد ايشان وجود دارد كه آنان را از اعمال بدشان تبرئه مىكند ؟ ! هرگز چنين نوشتهاى وجود ندارد . . . و تكذيب تكذيب است ، خواه از ايشان صادر شده باشد و خواه از شما ، و سنّتهاى الاهى / 260 با مرور زمان تغيير و تبديل پيدا نمىكند ، و خدا با آفريدگان خويش رابطهء خويشاوندى ندارد ، حتى اگر پيامبر مرسل يا فرشتهء مقرب باشد باز چنين است ، و چيزى جز عمل صالح به انسان نفعى نمىرساند ، و سابقه ندارد كه بر زبان پيامبر يا فرستادهاى ، يا در كتابهاى نازل شده به پاكيزگى از گناه احدى از بندگان اشارهاى رفته باشد تا آنان بر ضد عذاب به آن متمسك شوند ، و آن گمراهى كه كافران جامعهء روزگار رسول اللَّه ( ص ) بر آن بودند ، دست كمى از گمراهيهاى گذشتگان نداشت و بلكه بدتر و شديدتر بود .
اگر برائتى براى احدى در كتابهاى خدا باشد ، او و فرستادهاش به آن داناترند ، در صورتى كه آنان آن را منكرند .
ترسايان خواستهاند كه انحراف خود را با انديشه و نظريهء خدا توجيه كنند ، ولى با اين كار انحراف تازهاى بر مسير گمراهانهء خود افزودهاند ، چه با آن كفّار در نزد خدا شدهاند ، و نيز همراه با يهوديان پنداشتهاند كه هر اندازه گناه كنند ، بدان سبب كه نژاد آنان پيوستهء به خدا و منسوب به او است ، عذابى نخواهند ديد ، ولى قرآن