/ 258
مُقْتَدِرٍ
« نيرومند ، » كه بر هر كار توانا است ، و همين سبب سختى عذاب ايشان شد ، چه عزيز و مهتر ممكن است گاه ناتوان و بىقدرت باشد كه در اين صورت نمىتواند عزت خود را نشان دهد ، و گاه ممكن است مقتدر ولى غير عزيز باشد كه در اين صورت به احترام ارزشهاى خود خشم نمىگيرد ، و اگر مخالف خود را بگيرد ، اين گرفتارى محدود خواهد بود .
با اين دو آيهء كوتاه و با كلمات پر معنى آنها ، پروردگار ما به اختصار داستان قومى را براى ما نقل مىكند كه آثار ايشان هنوز موجود و مايهء شگفتى است ، در صورتى كه سخن گفتن دربارهء آنان نيازمند صدها يا هزارها صفحهء كاغذ براى نوشتن است ، و حتى قرآن نيز آن را در صفحهها و آيههاى متعدد در جاهاى ديگر قرآن مورد بحث قرار داده است ، و سبب آن است كه قرآن مىخواسته است از اين راه بر آن تأكيد كند كه سنّتى يگانه را بر همهء امتها و ملتها و در شهرهاى مختلف به صورتهاى گوناگون به اجرا بگذارد تا از آن عبرت بگيريم ، و نسبت به عواقب تكذيب به حق در هر جا كه باشد بصيرت و بينايى پيدا كنيم ، و به همين سبب سياق قصهء فرعون را كه در سورههاى مختلف به تفصيل از آن سخن گفته و هر كس با خواندن قرآن مأنوس باشد از آنها آگاهى دارد ، در اين جا به اختصار با دو آيه كه نمايندهاى از اعجاز قرآن است بيان مىكند .
[ 43 - 45 ] از شواهد عاقبت مكذبان در ژرفناى تاريخ ، سياق ما را به جامعه معاصر با رسالت اسلامى و ايستار آن در مقابل رسالت انتقال مىدهد كه در آن تأويلى از اين گفتهء خداى تعالى آمده است :
وَ ما هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ
« و اين از ستمگران دور نيست » ، « 56 » و گفتهء او به زبان پيغمبرش شعيب :
وَ يا قَوْمِ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقاقِي أَنْ يُصِيبَكُمْ مِثْلُ ما أَصابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صالِحٍ وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعِيدٍ
« و اى قوم ! مبادا شما را مخالفت با من به گناه بيندازد و به شما همان
هامش
( 56 ) - هود / 83 .