تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
رسالتى را مىخواستند كه با هواها و توجيه‌هاى آنان سازگار باشد ، و در صورتى كه پيامبرشان حق و مسئوليت را براى ايشان به رسالت آورده بود ، آنان خواستار رسولى بودند كه در رهبرى و مظهر آن همچون ايشان باشد ، ولى او را پيشوا و رهبر خير و صلاح يافتند .
فَقالُوا
« پس گفتند . » چنان مىنمايد كه گويندگان همان گروه مستكبران بودند كه رهبرى صالح ( ع ) با مصالح ايشان سازگار نبود ، و به همين جهت در آن كوشيدند كه به محاربهء با او بپردازند ، و دليل بر اين امر است گفتهء خداى تعالى :
قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ
« مستكبران از قوم وى به مستضعفانى از قوم خود كه ايمان آورده بودند گفتند كه : آيا مىدانيد كه صالح فرستادهء پروردگار خويش است ؟ » ، « 34 » و هدف آنان به شك انداختن مستضعفان دربارهء مشروع و درست بودن رهبرى او بود ، و از اين راه هم قصد رسيدن به همان هدف را داشتند ، و چون راهى براى رو به رو شدن با خود رسالت در اختيار نداشتند ، در آن تلاش مىكردند كه شخصيت رسول را تضعيف كنند و به همين سبب گفتند كه او فرستادهء از جانب خدا نيست ، چه خدا بشرى را به رسالت نمىفرستد و بنا بر اين پيروى از او واجب نيست ، و اين انديشه تا حدى به گفتهء بعضى از معاصران پيامبر بزرگوار ما ( ص ) دربارهء او است كه مىگفتند : او عبقرى و نابغه است و بس تا ثابت كنند كه اطاعت از او ضرورت ندارد ، و قوم صالح اين مطلب را اضافه كردند كه او مثل ما و برخاستهء از محيط زندگى ما است و هيچ چيز او را از ما متمايز نمىسازد كه ما را به پيروى از او دعوت كند ، و ديگر اين كه او مال و اعوان و انصارى ندارد و از عوامل نيرويى كه ما را به طاعت و فرمانبردارى از او بخواند عارى است ، و ممكن است معنى كلمهء « واحدا » در آيه آن باشد كه او نظامى سياسى آورده است كه بنا بر آن دعوت به رهبرى يگانه و كنار گذاشتن نظام
هامش
( 34 ) - الأعراف / 75 .