شرح آيات :
[ 23 ] قصهء ثمود ( قوم صالح ( ع ) ) از بيم دادنهايى است كه براى ما عاقبت تكذيب حق را آشكار مىسازد ، ولى پروردگار ما نگفته است كه آنان حق را تكذيب كردند ، بلكه گفته است كه آيات و بيم دادنهاى او را تكذيب كردند ، تا از اين راه عمق گمراهى و انحراف موجود در جانهاى ايشان را براى ما مكشوف سازد ، پس انسان يك بار به تكذيب آن با موجود بودن آيات راهنماى به آن مىپردازد ، و بار ديگر از آن روى تكذيب مىكند كه به گمان خود آيت و نشانهاى را كه دليل و راهنما براى رسيدن آن باشد نيافته است . قوم صالح را پيامبرشان به سوى خدا دعوت كرد ، و آنان را از تكذيب خدا بر حذر داشت ، و بيش از يك آيت بيم دهندهء را براى ايشان آشكار ساخت ، ولى آنان بر باطل خود اصرار ورزيدند و هر چيز را تكذيب كردند و دروغ شمردند .
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ
« قوم ثمود بيم دهندگان را تكذيب كردند . » بعضى از مفسّران گفتهاند كه آن بيم دادنهاى مستقيم به عذاب است كه در روز اول سبب آن بود كه چهرههاشان زرد رنگ شود ، در روز دوم سرخرنگ ، و در روز سوم سياهرنگ . . . ولى آنچه از سياق آشكار مىشود ، اين است كه بيم دهنده هر چيز است كه انسان را از خدا برخوردار و او را از غضب و عذاب او بترساند ، و قوم ثمود و رسول و رسالت خدا و آيات عذاب او و شتر را كه همه از بيم دهندههاى خدا بود تكذيب كردند .
[ 24 ] هنگامى كه انسان به آن نياز دارد كه ايستارها و تصرّفات خود را به هر صورت كه باشد توجيه كند و آنها را پسنديده و خوب جلوهگر سازد ، گاه پس از رفض و انكار حق به افكار و گمراهيهاى جاهليت پناه مىبرد كه متناقض با سادهترين معيارهاى / 238 منطقى در نزد بشر است . آنان در اين مىكوشيدند كه رسالت و و رهبرى رسول ( ص ) را از طريق مصلحت و واقع مادى منحرف خود ارزيابى كنند ، و چون نتوانستند آنها را با يكديگر سازگار كنند ، گفتند كه آنها حق نيست . آنها