حقيقت يكى است ، و آن مقارن بودن صبر است با تبتل و توسل به خدا در عبادت ، و در اين آيه شاهدى بر آن مىيابيم و آن اين كه خدا در ضمن دعوت كردن رسول خود به صبر و اطمينان پيدا كردن از رعايت به او فرمان تسبيح مىدهد :
وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ
« و در آن هنگام كه برمىخيزى ، به سپاس پروردگارت تسبيحگوى او باش . » على بن ابراهيم گفته است مقصود برخاستن براى نماز شب است . « 51 »
وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ
« پس ( قسمتى ) از شب را به تسبيح او بگذران . » امام باقر و صادق ( عليهما السّلام ) گفتهاند : « رسول اللَّه ( ص ) هر شب سه بار از خواب برمىخاست ، پس در آفاق آسمان مىنگريست ، و پنج يك آل عمران را كه پايان آن
إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ
است تلاوت مىكرد ، و سپس به نماز شب مىپرداخت » . « 52 » تسبيح به معنى بزرگداشت خداى عزّ و جلّ و تنزيه او است ، و چه بسيار نيازمند آن است انسان در آن هنگام كه در مسير خود با فشارها رو به رو است ، تا گرفتار شكست نشود . و براى چه آدمى بايد به فشارها تسليم شود ؟ مگر براى آن نيست كه آنها را بزرگتر از ارادهء خود مىيابد ؟ بنا بر اين نيازمند آن است كه به ياد خدا بيفتد تا بتواند با شكست و فروريختگى درونى مقاومت كند .
وَ إِدْبارَ النُّجُومِ
« و در پى رفتن ستارگان . » يعنى نماز نافلهء صبح ، و زراره از ابو جعفر ( ع ) روايت كرده است كه گفت : به او گفتم مقصود از
وَ إِدْبارَ النُّجُومِ
چيست ، و او گفت : « دو ركعت پيش از صبح » . « 53 » / 132 گاه مقصود از قيام مطلق نماز است ، ولى قرآن آن را به نماز شب و نافلهء صبح براى هدفى اختصاص داده است .
هامش
( 51 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 143 .
( 52 ) - همان جا .
( 53 ) - همان كتاب ، ص 144 .