استوار سازد ؛ ولى غافل بود كه ناتوانتر از آناست كه با قدرت محدود و نارساى خود ، در اين مبارزه كارى از پيش ببرد و در برابر ارادهء نافذ خدا ، كه به پيروزى حتمى رسولان خود تعلق گرفته است ، « 1 » مانعى پديد آورد . انسان با تمام انديشههاى خام و حيله و فريبهاى خود ، به سان پر كاهى است بر كف امواج كوبندهء آب ، كه در هر لحظهاى فنا و نابودى وى امكان دارد .
جادو و نيرنگ ساحران فرعون ، كه مظهر مكر و حيلهء فرعون به شمار مىرفت ، نه تنها لطمهاى به موسى وارد نساخت ؛ بلكه گردانندگان اين صحنه ، سرانجام به صف خداپرستان پيوستند و چوبهء دار را بر بردگى و بشردوستى ترجيح دادند .
دشمنان معاصر پيامبر اسلام كه با او به مبارزه برخاسته بودند ، خاطرهء تلخ سرگذشت ابرهه ( مرد خودخواهى كه به فكر محو آثار توحيد و ويرانى كعبه در سرزمين مكه افتاد ) را به ياد داشتند و با ديدگان خود ناظر بودند كه چگونه سپاه پيل او ، در برابر سنگريزههاى ناچيزى از پاى درآمد و انديشههاى باطل و نيرنگهاى نظامى او به نابودى گراييد .
سرانجام مبارزهء ناتوان با قدرت نامحدود ، جز شكست و نابودى چيز ديگرى نيست . مكر و فريب در صورتى مؤثر مىافتد كه طرف از نقشهء دشمن آگاه نباشد ؛ ولى در برابر خدايى كه پنهان و آشكار ، برون و درون ، براى او يكسان است و از تمام كارها و فعاليتهاى پنهان و آشكار آگاهى دارد و به موقع ، پرده از روى كار برمىدارد و نقشهها را نقش بر آب مىسازد ، تأثيرى ندارد .
از آنچه گفتيم مفاد آيه مورد بحث ، به خوبى روشن گرديد آنجا كه مىفرمايد : « قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلِلَّهِ الْمَكْرُ جَمِيعاً يَعْلَمُ مَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ . . . » .
هامش
( 1 ) . « انَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِى الْحَيوةِ الدُّنْيَا ؛ ما فرستادگان و افراد با ايمان را در اين جهان يارىمىكنيم » - غافر ( 40 ) آيهء 51 .