وارد شهر « اروميه » شدم . همان شب ، براى تشرف به اسلام در خانهء مرحوم شيخ حسن مجتهد رفتم . كلمهء طيبهء توحيد و اقرار به رسالت خاتم پيامبران را به زبان جارى ساختم و ضروريات آيين اسلام را از او آموختم و همه را به خط سريانى نوشتم كه فراموش ننمايم و از محضر وى درخواست نمودم كه كسى را از اسلام من آگاه نسازد ؛ زيرا ممكن است از طرف خويشاوندان و دستگاه مسيحيت ، مورد ايذا واقع شوم . سپس به حمام رفتم و غسل توبه از شرك به جا آورده و مجدداً كلمهء اسلام را به زبان جارى نمودم .
الحمدللّه الذى هدانا لهذا و ما كنا لنهتدى لولا أن هدانا اللّه .
پس از مراسم ختان و بهبودى كامل ، مشغول فرا گرفتن قرآن و تحصيلات معارف اسلامى گرديدم و براى تكميل مراتب ، عازم عتبات عاليات شده و از محضر اساتيد آن جا بهرهمند شدم . . . . « 1 »
هامش
( 1 ) . انيس الاعلام ، ج 1 ، ص 4 و ج 2 ، ص 161 . مرحوم فخرالاسلام از افراد ارزندهاى بود كه در پرتو اطلاعات وسيع ، از طريق تشكيل جلسات مناظره با كشيشان و تأليف كتاب به جهان اسلام خدمات بزرگى انجام داده است . وى علاوه بر كتاب انيس الاعلام كه غنىترين منبع در رد مسيحيت كنونى است ، كتابهايى به نام بيان الحق ، برهان المسلمين وتعجيز المسيحيّين ، طبع و نشر نموده است . متأسفانه از اين مبلغ نامى اسلامى شرح حال جامعى در دست نيست ، حتى تاريخ وفات او به طور دقيق معين نيست و از سرنوشت او در پايان عمر اطلاعى نداريم .