تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احمد موعود انجيل (تفسير سوره صف) ( فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
مسيحى راسخ و استادند ، كسى نمىداند . من فوراً خود را به پاهاى استاد افكندم و درخواست كردم كه مرا از حقيقت اين لفظ آگاه سازد . در اين لحظه اشك در ديدگان استاد بزرگوار حلقه زد و شروع به گريه كرد و گفت : من حاضرم اين حقيقت را براى تو فاش كنم ، ولى اگر در حيات من ، آن را به ديگران بازگو كنى ، مقدمات قتل مرا فراهم نموده‌اى . من به او اطمينان دادم . او گفت : اين اسم از اسماى مبارك پيامبر اسلام است و به معناى احمد و محمد است ، سپس كليد آن اتاقى را كه هرگز در اختيار من نمىگذاشت ، به من داد و گفت : درِ فلان صندوق را بازكن و آن دو كتاب را بياور . من هر دو كتاب را نزد استاد آوردم . اين دو كتاب به خط يونانى و سريانى قبل از ظهور پيامبر اسلام ، با قلم بر پوست نوشته شده بود و هر دو كتاب لفظ « فارقليط » را به معناى احمد و محمد ترجمه كرده بودند . استاد افزود : علما و مفسران انجيل پيش از بعثت پيامبر اسلام ، در اين كه فارقليط به معناى احمد و محمد است اختلافى نداشتند ، ولى پس از ظهور آن شخصيت بزرگ ، براى حفظ مقام و موقعيت خود معناى ديگرى براى اين لفظ اختراع نمودند و از سبك و ترتيب آيات انجيل معلوم است ، كه هرگز منظور از آن ، « وكالت » ، « شفاعت » ، « تسلى » و « روح نازل دريوم الدار » نيست ؛ زيرا آن حضرت ، آمدن فارقليط را مشروط به رفتن خود كرده است و از اين جمله پيداست كه فارقليط صاحب شريعت است و اجتماع دو نبى صاحب شريعت ، در يك زمان صحيح نيست . مرحوم فخرالاسلام ، قراين ديگرى را - كه قبلاً يادآورى شد و دلالت مىكنند كه منظور از فارقليط ، احمد است - از استاد خود نقل كرده و