باران نباشد ، گفتن اين جمله در ميان آن چهار موضوع بى تناسب خواهد بود ، زيرا اگر نزولباران ، فعل خداست ، همه حوادث جهانى نيز از او سرچشمه مىگيرد ، چرا از ميان آنها فقط اختصاص فرستادن باران را به خود متذكر شده است ، در صورتى كه او مبدأ همهء افعال جهان آفرينش است .
3 . اوست كه مىداند در رحمها چيست ، او از سعادت وشقاوت وسرنوشت جنين و از پسر و دختر بودن آن آگاهى دارد ، حتى آن روزى كه جنين به صورت تك سلولى است ، مىداند كه پسر است يا دختر ، سعادتمند است يا بدبخت .
بشر با همهء پيشرفتهايى كه در زمينهء « جنين شناسى » پيدا كرده ، هنوز شناسايى جنين از نظر پسر و دختر بودن از رازهاى نهفته است كه علم بر آنها دست نيافته است و اگر گاه وبىگاه روى امارات وعلايمى پيشبينىهايى مىشود ، تمام ، جنبهء خيالى وگمانى داشته وجنبه قطعى ندارد . علاوه بر اين ، جملهء « وَيَعْلَمُ ما فِى الأَرْحامِ » نه تنها علم به پسر و دختر بودن را از علوم انحصارى شمرده ، بلكه علم به كليه شؤون جنين را از خصايص الهى نام برده است .
4 . كسى از آيندهء خود اطلاعى ندارد .
5 . هيچ كس نمىداند در چه سرزمينى خواهد مرد .
نظريهء ما در خصوص آيه
مفسران اسلامى به پيروى از برخى روايات ، علم به اين