مىكنند ، ولى با اين همه ، پيشبينىهاى آنان تقريبى است وقطعيت ندارد .
امروز اگر چه با اختراع وسايلى ، مانند گرما سنج وفشار سنج واستقرار ايستگاههاى هواسنجى ومراكز هواشناسى در نواحى خشكى ودريايى قسمتى از پيش بينيهاى آنان به طور اجمال جامه عمل به خود مىپوشد ، ولى هيچگاه به گزارشهاى خود قاطع وجازم نبوده وحدسى بيش نمىدانند ، حتى پيش از پيدايش علم هواشناسى ، بشر سابق روى امارات ونشانههاى جوى ، گاهى نزول برف و باران را پيشبينى مىكرد ، ولى پا از دايرهء احتمال و گمان بيرون نمىگذاشت ؛ خلاصه علم به نزول باران با تمام خصوصيات كمى وكيفى ، به ويژه پيش از پيدايش امارات وعلايم جوى از علوم انحصارى اوست .
سيد قطب در تفسير « ظلال » مىگويد : هرگز آيه دلالت ندارد كه علم به نزول باران از علوم انحصارى خداست ، زيرا آيه به گواه جملهء « وَيُنَزِّلُ الغَيْثَ » مىگويد اوست كه باران مىفرستد و اين جمله ، دلالت بر مطلب ياد شده ندارد و الا لازم بود بگويد : « ويعلم نزول المطر » يعنى نزول باران را مىداند .
ولى سيد قطب از يك نكته كه در اصطلاح به آن « وحدت سياق » مىگويند ، غفلت ورزيده است ، زيرا موضوع نزول باران در ميان چهار موضوع ديگر گفته شده كه علم به آنها از علوم انحصارى خداوند است و اگر منظور از جملهء « وَيُنَزِّلُ الغَيْثثَ » همان علم به نزول
مربى نمونه (تفسير سوره لقمان) (فارسى) — صفحة 261
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٦١