اعتقاد به خداى جهان ، سازندهء نظام هستى ، اصيلترين وكهنترين فكرىاست كه در ميان بشر به وجود آمده ، ولى سرچشمهء اين فكر چيست وچگونه به وجود آمده است ؟ مادى والهى در اينباره اختلاف دارند .
نظريه ماديها در پيدايش بتپرستى
ماديها مىگويند : انسان در اعصار گذشته با بدن ناتوان در برابر امواجى از بلاها وحوادث خطرناك ، قرار مىگرفت .
بادهاى شديد ، طوفانهاى ويرانگر ، سيلهاى سهمگين ، زمين لرزههاى مخرب ، شعلههاى كوهآساى آتش فشانيها ، روشنايى خيره كنندهء برقها ، نعرهء مهيب رعدها ، قحطىها وخشكساليهاى جانكاه و . . . همگى دهان باز كرده ومىخواستند اين موجود ناتوان را ببلعند . ناتوانى او در برابر اين عواملِ نابود كننده ، او را بر آن داشت به موجود نيرومندتر از خود پناهبرد ، از اين نظر ، گاهى به موجودات آسمانى واجرام كيهانى كه برترى محسوسى داشتند و از تيررس اين حوادث كه وجود او را تهديد مىكردند فراتر بودند ، پناه مىبرد . گاهى روح بلند پرواز او به اين حد قانع نمىشد و به موجودات دور از حس وفكر از قبيل « ارباب انواع » فرشته و جن وپرى متوجه مىشود و روى علاقهاى كه به آنها داشت ، صورتهاى خيالى آنها را با تراشيدن بتها وسنگها مجسم مىساخت و آنها را به جاى خداى و يا خدايان واقعى مىپرستيد .