پيامبرى كه مسيح از طلوع آن خبر داده بود به سر بردند . « 1 »
تاريخ از اين ستمگر ديسيوس رومى نام مىبرد كه دستهء زيادى را كشت و گروهى به كوهها و صومعهها پناه بردند ؛ ولى بر اثر مرور زمان ، فكر رهبانيت پديد آمد . « 2 »
روايتى كه ابن مسعود از پيامبر نقل مىكند اساس كار آنها را تحسين مىكند ، آن دسته براى حفظ آيين خدا خانه و كاشانه را ترك نموده و رهسپار كوهها و غارها شدند و قرآن نيز آغازو هدف آنها را دربارهء انزوا از اجتماع مىستايد و مىگويد :
نظر آنها از پناهندگى به بيغولهها كسب رضاى خدا بوده است . چنان كه مىفرمايد : « ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ » ؛ كسب رضاى خداوند . بنابراين رهبانيت به معناى انزوا از اجتماع براى منظور ديگرى بوده و آن حفظ آيين مسيح و جلوگيرى از انقراض شريعت آن حضرت بوده است ؛ زيرا در آن روز حفظ آيين جز در سايهء انزوا و گوشهگيرى امكان نداشته است ولى اين كار كه در آن روز در شرايط خاصى براى حفظ آيين بوده ، كمكم به صورت ديگرى درآمد و آن اين كه گروهى از انسانها در هر شرايط و در تمام امكنه و ازمنه ، از اجتماع بيرون رفته و جان و تن را در بيغولهها وقف بر عبادت سازند !
راهبان پيمانشكن
ورود به دير و صومعه يك نوع عهد و پيمان با خدا بود كه از گناهان
هامش
( 1 ) . . مجمعالبيان ، ج 9 ، ص 243 .
( 2 ) . . دائرةالمعارف وجدى ، ج 3 ، ص 297 .