بپرهيزند و خود را وقف بر طاعت نمايند ولى بيشتر آنها اصولى را كه متعهد شده بودند زير پا مىنهادند و به تعبير قرآن : « فَما رَعَوْها حَقّ رِعايَتِها » . پيمانشكنى و زيرپا نهادن شرايط اين پيمان معناى وسيعى دارد كه روايات و تاريخ به برخى از آن اشاره نمودهاند .
ابن مسعود از پيامبر نقل مىكند : از جمله پيمان شكنان كسانى هستند كه به من ايمان نياورده و نبوت مرا تصديق نكردند . آنان براى حفظ آيين مسيح به غارها پناه برده و در انتظار آيين من به سر مىبردند و با خدا پيمان بسته بودند كه گ رد گناه و سركشى نگردند ؛ چه گناهى بالاتر از تكذيب پيامبر آسمانى است ! « 1 »
مصداق ديگر اين معناى وسيع ( زير پانهادن شرايط نذر ) همان بىعفتىهايى است كه در ميان راهبها و راهبهها بوده و هست .
دستهاى كه حيوانات ماده را به دير راه نمىدادند كه مبادا هوس ازدواج در مغز آنها پديد آيد ، ناگهان آن چنان پرده را دريده و مرزها را شكستند كه روپوتر مىنويسد : من تنها در سال 1563 به 120 دير سزدم در مجموع آنها 426 راهب و 160 راهبه و 199 كنيز و 55 زن شوهردار و 443 كودك ديدم ( دقت كنيد اين كودكان قانونى ! راجع به كسانى است كه با خدا پيمان بسته بودند كه تا دم مرگ ازدواج نكنند ) . سپس مىنويسد : من اگر اوضاع ديرها را بگويم شما تصور خواهيد نمود كه من از اماكن فساد و دربارهء زنان آلوده سخن مىگويم در صورتى كه من دربارهء دختران پاكدامن كه براى عبادت خدا به اين نقطهء مقدس آمدهاند سخن مىگويم ؛
هامش
( 1 ) . . مجمعالبيان ، ج 9 ، ص 243 .