علاوه بر گواه عقلى و محاسبات گذشته ، اسناد زندهء تاريخى گواهى مىدهد كه رهبانيت ساختهء قرون بعدى است و مسيح از چنين راه و رسمى بىخبر است و خدمات اجتماعى ، تعليم و تربيت ، عيادت و پرستارى در گرو تشكيل دير و صومعه ، و تجرد و ترك ازدواج نيست .
دائرةالمعارف لاروس از كشيش بزرگ به نام تيرتوليان - كه در قرن سوم ميلادى مىزيسته - چنين نقل مىكند :
آيين مسيح به آيين برهما و گوشهگيران هند ارتباطى ندارد . ما هرگز از مردم جدا نبوده و به جنگلها پناه نمىبريم . ما و شما در يك نقطه زندگى مىكنيم و در بازار و مجامع به داد و ستد اشتغال مىورزيم . براى به دست آوردن سود مادى و اصلاح جامعه سفرهاى دريايى مىنماييم و در اين راه از هيچ تلاشى شانه خالى نمىكنيم . « 1 »
خدمات اجتماعى كه راهبان پس از اصلاح ديرها و صومعهها دست به آن زدهاند مربوط به مسألهء رهبانيت نيست ؛ زيرا خدمات و كمك به جامعه و بالأخص درماندگان و بيماران بدون تجرد و ترك دنيا نيز ميسر و ممكن است و لازم نيست با رهبانيت توأم باشد ، چه بسا مردانى بودند كه در عين اين كه از لذايذ مباح زندگى بهره مىگرفتند ، به خدمات بزرگى نيز دست مىزدند .
اين كه برخى از تاريخ نويسان مسيحى خدمات اجتماعى راهبان را به رخ مىكشند و مىگويند : « بىنقصترين و نافعترين كارهى مسيحيت آنهايى بودند كه به دست فرقههاى صومعهنشين صورت گرفت و بهبود
هامش
( 1 ) . . دائرةالمعارف وجدى ، ماده « رهب » .