آيهها اين نيست كه مردم را در مورد پدر و مادر بهسوى بىمهرى سوق دهد و يا از علاقه به كار و كوشش و تجارت و بازرگانى بكاهد ، بلكه مقصود اين است كه افراد با ايمان نبايد در علاقهء خود به بستگان و ثروت ، افراط ورزند و آنها را بر خدا و دستورات پيامبر و مجاهده در راه خدا مقدّم بدارند ؛ زيرا اگر آنان براى خود مقامى دارند ، مقام خدا و رسول از آنان برتر و بالاتر است . اسلام ، به تشكيل خانواده علاقهء فراوانى نشان داده و پيروان خود را مأمور ساخته است كه از هر نوع ابراز علاقه به خويشاوندان و بستگان خوددارى ننمايند ، ولى هرگاه مهر به آنان مايهء گمراهى شود ، اجازه ندادهاست كه انسان با ايمان از اين محبّت فطرى الهام بگيرد و از سخن آنان پيروى نمايد :
« وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِى ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما ؛ « 1 »
هرگاه پدر و مادر ، اصرار ورزند كه تو به من ( خدا ) شرك ورزى و چيزى بگويى كه به آن علم ندارى ؛ هيچگاه از قول آنان پيروى مكن » .
عوامل هشتگانهاى كه آيهء دوم از آنها نام برده و دستور دادهاست كه علاقهء به آنها نبايد ، ما را از جهاد در راه خدا باز بدارند عبارتند از : پدران ، فرزندان ، برادران ، همسران ، خويشاوندان ، ثروت ، تجارت و مساكن .
اين عوامل در حالى كه مايهء سعادت و اساس تمدّن انسانى است ؛ ولى چه بسا مايهء هلاكت و بدبختى انسانها مىگردند ؛ يعنى گاهى انسان براثر افراط در مهر ، دچار اشتباهات بزرگى مىشود .
هامش
( 1 ) . لقمان ( 31 ) آيهء 15 .