در برابر من و پدر و مادرت ، سپاسگزار باش و بازگشت تو به سوى من است » .
گر چه قسمتى از احساس علاقهء انسان به فرزند و علاقهء فرزند به والدين ، فطرى و غريزى است ، ولى هستهء محبّت در صورتى رشد و نموّ مىكند كه فرزندان در آغوش پدران و مادران بزرگ شوند و پيوسته از نگاههاى پر محبّت يكديگر بهرهمند گردند . اگر فرزندان از دوران كودكى از آغوش والدين به شيرخوارگاه و كودكستان و پانسيونهاى شبانه روزى طرد شوند شعلهء محبّت به خاموشى مىگرايد .
اگر شعلههاى محبّت در كشورهاى غربى ، كم فروغ گرديده و رشتههاى خانوادگى بسيار سست شدهاست ، بدين جهت است كه فرزندان از دوران بلوغ بلكه پيش از آن از آغوش مادران و پدران طرد شده و زندگى جداگانهاى پيدا مىكنند . گذشته براين ، آنان به همه چيز با مقياس مادى مىنگرند و فرزندان را از دوران بلوغ به زندگى جداگانه عادت مىدهند كه هر كدام متكفّل خرج خود گردند . بهطور مسلّم در چنين محيطهايى ، درخت محبّت پرورش نيافته و برومند نمىگردد .
2 . همسران
انسان روى غريزهء جنسى به همسر خود علاقهمند است و اگر روز نخست از نظر جنسى به او علاقهمند بود ، بهتدريج ، عاطفهء انسانى جاىگزين علاقهء جنسى مىگردد و اين دو موجود در طول عمر به هم عشق مىورزند . قرآن مجيد وجود همسر را مايهء سكونت و آرامش انسان مىداند كه بدون آن ، براى انسان قرار و آرامش نيست :
« وَمِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها ؛ « 1 »
هامش
( 1 ) . روم ( 30 ) آيهء 21 .