1 . عبداللَّه بن سعد بن ابى سرج . وى برادر رضاعى عثمان و از مهاجران مكه بود و از نويسندگان وحى به شمار مىرفت . بعد مرتد شد و از مدينه به مكه گريخت و مدعى شد كه من نيز مىتوانم قرآنى نظير قرآن محمّد صلى الله عليه و آله بياورم . قرآن دربارهء او چنين يادآور مىشود : « وَمَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ ؛ گفت : به زودى قرآنى مانند قرآن محمّد صلى الله عليه و آله نازل خواهم كرد » ، و پيامبراكرم در روز فتح مكه خون چند نفر را مباح كرد . يكى از آنها همان شخص بود . آنگاه بهخاطر شفاعت عثمان ، توبه او را پذيرفت و بار ديگر در عداد مسلمانان قرار گرفت .
2 . حاطب بن ابى بلتعه . او در رديف مبارزان جنگ بدر بود ، ولى براى مشركان جاسوسى مىكرده و نامهاى از مدينه به مكيان نوشت و آمادگى پيامبر را براى فتح مكه گزارش داد و آن را بهوسيلهء زنى فرستاد و پيامبر على عليه السلام را مأمور ساخت كه اين زن را از نيمه راه برگرداند و نامه را از او بگيرد . آيا اين عمل با عدالت و پاكى مىسازد و قرآن دربارهء او مىفرمايد :
« يا أَيُّها الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّى وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ ؛ « 1 »
اى افراد با ايمان ، دشمنان من و خودتان را دوست خود قرار ندهيد » .
3 . عبيداللَّه بن جحش . از مسلمانان مكه است و پس از مهاجرت به حبشه از دين اسلام دست كشيد و نصرانى شد .
4 . حكم بن عاص . از تابعين « بإحسان » است كه بهخاطر كارهاى زشتى كه انجام مىداد رسول خدا او را به مكه تبعيد نمود .
5 . وليد بن عقبه . از تابعين مزبور است و قرآن صريحاً او را در سورهء حجرات « فاسق » ناميد و در زمان استاندارى خود در كوفه ، از جانب عثمان نماز صبح را در حالت مستى چهار ركعت خواند و سپس از آنجا به مدينه فرا خوانده شد و حدّ شراب بر او جارى گرديد .
6 . حرقوص بن زهير . رئيس خوارج كه در تقسيم غنايم به پيامبر اعتراض كرد
هامش
( 1 ) . ممتحنه ( 60 ) آيهء 1 .