را عادل و پاكدامن و رهرو حقيقت مىدانند ، هر چند يكديگر را سب كنند و خون همديگر را بريزند و هزاران نفر را سربهنيست نمايند - اصحاب و ياران پيامبر را به دستههاى مختلفى تقسيم مىكند و آب پاكى روى دست كسانى كه همهء صحابه را عادل و متقى مىدانند ، مىريزد . اكنون تشريح اين گروه :
1 . باديهنشينان دور از ايمان و تقوا
مردم باديهنشين ، براثر نداشتن معلومات صحيح و تربيتهاى سازنده ، نفوذ در آنها به سختى و كندى انجام مىگيرد . آنان گرچه از فطرت و سرشت دست نخورده بهره دارند ، ولى دست كشيدن از عقايد موروثى كه با آن رشد و نمو كردهاند ، بسيار كار مشكلى است . قرآن به اين حقيقت با جملهء « أشَدَّ كُفْراً وَ نِفاقاً ؛ در كفر و نفاق سرسخت هستند » ، اشاره مىكندو آنگاه آنان را افراد ناآگاه از قوانين و حدود الهى معرفى مىنمايد ، چنانكه مىفرمايد : « وَأَجْدَرُ أَنْ لايَعْلَمُوا حُدُودَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ » . اين گروه آگاهى از قوانين الهى ندارند ، اين گروه به خاطر داشتن كفر و نفاق و عدم آگاهى از واجبات و محرمات ، زكات الهى را نوعى جريمه مىپندارند و پيوسته در انتظار حوادث بد عليه اسلام و مسلمانانند تا با سقوط و نابودى دولت اسلامى از پرداخت اين جريمه راحت گردند ، چنانكه مىفرمايد : « وَمِنَ الأَعْرابِ مَنْ يَتَّخِذُ ما يُنْفِقُ مَغْرَماً وَيَتَربَّصُ بِكُمُ الدَّوائِرَ . . . » .
ولى در عين حال افراد باديهنشين آنچنان نيستند كه نفوذ در آنها ممكن نباشد ، بلكه در پرتو عوامل صحيح و روشهاى مؤثر مىتوان در ايشان نفوذ كرد و غبار جهل و زنگ شرك را از قلوب آنان زدود ، چنانكه در آيهء 99 به اين مطلب اشاره شدهاست .
اسلام با زندگى باديهنشينى و بيابانگردى ، كه مايهء محروميت از مزاياى دين و اجتماع انسان است ، مخالفت و آن را نوعى رهبانيت تلقى نمودهاست .
امير مؤمنان به گروه خوارج كه از اجتماع مسلمانان دورى جسته و بهسان