مىفرمايد : « إِنَّهُمْ كانُوا يُسارِعُونَ فِى الخَيْراتِ وَيَدْعُونَنا رَغَباً وَرَهَباً وَكانُوا لَنا خاشِعِينَ « 1 » ؛ آنان به كارهاى نيك مىشتافتند ، و ما را با حالت بيم و اميد مىخواندند و در برابر ما ( خدا ) فروتن و خاضع بودند » ، و اين جملهها با آنچه مثلًا در زيارت وارث وارد گرديدهاست ، « أَشْهَدُ أنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ . . . » ، كوچكترين فرقى ندارد .
اينكه دشمنان و قاتلان انبيا و امامان را لعن مىنماييم از اين نظر است كه آنها فاسق و كافر و ستمكارند و خود قرآن به تكرار بر فاسق و كافر و ستمگر لعن فرستاده است .
بحث در مورد عقايد اين فرقه به مقالهء مفصلى نياز دارد كه اميد است در فرصت ديگرى در اينباره بحث نماييم .
2 . گاهى افرادى چنين فكر مىكنند ، كه چرا كافران و منافقان در اين جهان از اولاد و اموال ، بهرهء كافى دارند ، با اينكه مورد خشم خداوندى قرار گرفتهاند ؟
خداوند جهان پاسخ اين پرسش را در ضمن آيهء « وَ لا يُعْجِبْكَ أمْوالُهُمْ . . . » داده و ما مشروح اين قسمت را در تفسير آيهء پنجاهوپنج آوردهايم .
نشانههاى مؤمن و منافق
از آنجا كه مؤمن براى خود پس از جهاد در راه خدا ، زندگى جاويدانى معتقد است از اين لحاظ ، مرگ و جهاد را با چهرهء باز استقبال مىكند . قرآن در آيهء هشتادوهشتم شدت علاقهء مؤمنان را به جهاد با بيان درجات اخروى آنان يادآور مىگردد . ولى منافق بهجز زندگى مادى به چيز ديگرى اعتقاد ندارد ، از اين جهت فرمان جهاد ، لرزهء سختى بر اندام او مىاندازد و مانند افراد غش كرده با چشمهاى از حدقه در آمده بهفرمانده لشكر مىنگرد ، چنانكه در سورهء محمد صلى الله عليه و آله مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . انبياء ( 21 ) آيهء 90 .