تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سرزمين تبوك (تفسير سوره توبه) (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
ولى بهتر اين است كه دايرهء اين پيروزى را وسيع‌تر بدانيم و بگوييم مقصود ، همان اعتلا و عظمت همه جانبهء اسلام است كه علاوه بر پيروزى از نظر علم و استدلال و تفكّر ، كه نصيب آن گرديد ، در مدت دو قرن شعاع قدرت آن به بسيارى از نقاط رُبْع مسكون كشيده شد . بعضى از روايات شيعه و سنّى دلالت دارند كه اين پيروزى در دوران حكومت مهدى موعود صورت خواهد پذيرفت و پيروزى همه جانبهء اسلام كه نمونه‌اى از آن در دو قرن ديده شد ؛ پس از قيام ولىعصر - عجّل اللَّه تعالى فرجه - به‌وجود خواهدآمد . مؤلّف المنار به عادت ديرينهء خود ، مطلب فوق را صحيح ندانسته است و شروع به انتقاد نموده و مىگويد : اعتقاد به ظهور مهدى و اين‌كه او ، دو مرتبه قدرت اسلامى را تجديد مىنمايد ، يكى از وسايل عقب‌افتادگى مسلمانان است و اميد به چنين قدرتى ، آنان را افرادى كم كار و تنبل بار آورده است و به‌بهانهء اين كه فرج وى نزديك است و او چنين و چنان خواهد نمود ، طومار فعاليت‌ها را درهم پيچيده و قدمى براى اعتلاى اسلام برنمىدارند .

انتظار فرج ، برنامه‌اى تربيتى است

ولى بايد مؤلف المنار متوجه شود كه برنامهء انتظار فرج و قيام مهدى برنامه‌اى تربيتى است . حالا اگر گروهى از مسلمانان از اين برنامهء تربيتى ، مانند ده‌ها قوانين اصلاحى سوءاستفاده مىنمايند ، ارتباطى به اصل قانون ندارد ؛ زيرا اميدوارى ، اساس زندگى و يأس و نوميدى ، مقدمهء مرگ و انحطاط است : هرگاه ريشهء اميد از دل مادران كنده شود ، هرگز تن به كارهاى توان فرسا نمىدهند ، باغبان به اميد ميوه ، در سرما و گرما دست به‌كار مىشود . اصولًا ، ملّت زنده ملتى است كه به آيندهء خود اميدوار باشد از اين رو زمامداران مىكوشند كه ملت‌ها را به آيندهء خود خوشبين سازند ؛ زيرا مىبينند كه نوميدى ، شالودهء انحطاط و نابودى است .