بيانشده است از قبيل :
1 . كاهش جريان خون در مغز ؛
2 . خواب ، معلول سمومى است كه براثر فعل و انفعالهاى شيميايى و سوختوساز بدن پديد مىآيد ؛
3 . نقطهء مخصوصى در سلسلهء اعصاب مركزى وجود دارد و تحريك آن نقطه ، باعث پديد آمدن خواب مىشود . اين نظريهها و امثال آنها در كتابهاى علمى طرح و تشريح شده است .
ولى يك چيز را نمىتوان انكار كرد كه ميان مرگ و خواب فاصلهء زيادى وجود دارد . تعطيل مطلق و همه جانبه ، مرگ است ، ولى خواب ، تعطيل قسمت اعظم مراكز فرماندهى است ، از اين جهت حركات قلب ، كليه و كبد ، در حال خواب ، حاكى ازفعاليت خودكار اعصاب است . همچنين دست و پا زدن و جابهجا شدن بدن ، نشانهء فعاليت محدود اعصاب مىباشد .
اقسام رؤياها ( خواب ديدنها )
قسم اول ، افكار آشفتهاى است كه گاهى در بيدارى و بيشتر در عالم خواب خودنمايى مىكند و غالباً گريبانگير افراد مريض و بيمار مىگردد .
قسم دوم ، افكار عادى روزانهاى است كه در عالم خواب خود را نشان مىدهند ؛ مثلًا در مواقع امتحان و كنكور دانشآموزان و دانشجويان ، خواب امتحان كنكور و قبول و يا رفوزه شدن را مىبينند .
افراد مبتلا به چك ، سفته و جريانهاى حاد كسبى ، آنچه را روز فكر مىكنند در عالم خواب همان را مىبينند . اين گونه خواب ها ، فاقد ارزش علمى است و از قديم الايام گفتهاند : « شتر در خواب بيند پنبهدانه » .
قسم سوم ، اسرارنهانى انسان است كه يا بدون تغيير شكل و يا به عللى تغيير شكل داده ، واقعيت انسان را نشان مىدهند و اين قسم از خواب ها درروانكاوى