اجتماعى ، كاملًا در بنبست قرار مىگيرند و جز يك موفقيت نسبى چيزى عايدشان نمىشود .
ولى در اجتماعى كه زيربناى نظام آن را ، ايمان و ترس از خدا تشكيل دهداين مشكل خود به خود حل است و كيفرهاى جانكاه آن ، بهترين ضامن اجراى قوانين است .
نگارنده در سفرى كه به ايالات متحده داشت در مجالس دوستان ، ازصنايع گسترده ، تكنولوژى وسيع ، دانشگاههاى بىحد و حساب ، امنيت فردى و اجتماعى آمريكا توصيفهاى زيادى مىشنيد ، دوستان غالباً از ديدگاه خاصى سخن مىگفتند و هدف آنان انتقاد از شرق و شرقى بود كه فرسنگهااز تمدن درخشان غرب عقب مانده است ؛ نه تمدن دارند نه فرهنگ ، نه آسايش دارند نه امنيت و . . .
نگارنده در مواقع مناسب ازشيوهء زندگى غربى انتقاد مىكرد و تمدن آنان را يك تمدن ماشينى ، نه انسانى مىخواند هرچند انتقاد او در ذايقهء دوستان تلخ بود .
روزى كه ما نيويورك را به عزم قاهره ترك گفتيم ، فرداى آن روز « 1 » حادثهاى رخ داد كه آب پاكى روى دست آن لاف زنان و گزافگويان ريخت و آنان را كه پيوسته از امنيت ، آسايش ، ادب ، اخلاق و رعايت حقوق ملت مغرب زمين ، سخن مىگفتند ، رسوا كرد .
جرايد جهان و ايران نوشتند :
در خاموشى برق نيويورك كه بدون سابقه رخ داد ، مردم عادىِ كوچه و بازاراين شهر ، به مغازهها حمله كردند و در مدت كوتاهى ، سرمايههاى مغازهداران را به غارت بردند و پليس سههزار نفر آنان را دستگير و بازداشت كرد و موضوع تا چند روز مورد بحث محافل بود .
هامش
( 1 ) .