تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
« أَرَأَيْتَ الَّذِى يُكَذِّبُ بِالدِّينِ * فَذ لِك الَّذِى يَدُعُّ اليَتِيمَ * وَلا يَحُضُّ عَلى طَعامِ المِسْكِينِ » ؛ « 1 » آيا ديدى كسى را كه روزجزا را انكار مىكند ، او همان كسى است كه ( باكمال بىرحمى ) ، يتيم را طرد مىنمايد و افراد را به اطعام مستمندان دعوت و ترغيب نمىنمايد .

3 . تأمين عدالت اجتماعى

تزاحم و اصطكاك در منافع ، ازلوازم اجتماع انسانى است كه در آن افراد نيرومند و ناتوان ، مستعد و عقب‌مانده ، زندگى مىكنند و افراد نيرومند و مستعد پيوسته مىخواهند همه چيز را به خود اختصاص دهند . براى ترميم اين قسمت چاره‌اى جز اين نيست كه قوانينى وضع گردد كه حافظ حقوق تمام طبقات باشد ، ولى بايد توجه داشت كه اگر وضع قانون مهم است ، اجراى آن ازاصل تشريع اهميت بيشترى دارد . در جامعه‌هاى كنونى ، قوهءمقننه ، قوهء قضاييه و قوهءمجريه ، تا حدودى توانسته‌اند به جامعه نظم و آرامش نسبى بخشند و در مواقع فوق‌العاده با تأسيس حكومت‌هاى پليسى و نظامى ، جلو بسيارى ازبىنظمىها را بگيرند . ولى جان سخن اين جاست كه اين گونه مقررات مادى فقط مىتوانند به خلاف‌كارىهاى آشكار ، پايان بخشند ، ولى از تعدىهاى پنهانى كه از ديد دستگاه قدرت‌هاى قضايى و انتظامى دور است نمىتوانند جلوگيرى كنند . گذشته براين هرگاه خود قدرت‌هاى سه گانه ( مقننه ، مجريه و قضاييه ) بخواهند از مقام و موقعيت خود سوء استفاده كنند ، چه عاملى مىتواند جلو تصميمات آنان را بگيرد ؟ اين جاست كه حكومت‌هاى مادى در گسترش عدالت
هامش
( 1 ) . ماعون ( 107 ) آيه‌هاى 1 - 3 .